وصیت‌نامه شهید محمدرضا لولاچیان/ پروردگارا مرا از هوای نفسم دور کن

وصیت‌نامه شهید محمدرضا لولاچیان/ پروردگارا مرا از هوای نفسم دور کن

شهید لولاچیان در وصیت‌نامه خود آورده است: «پروردگارا شرار عشقت را در دلم بیافروز، سینه‌ام را بسوزان، محبتت را نصیبم کن و شر بدترین دشمن یعنی هوای نفس را از میدان زندگیم دور فرما.»

کد خبر: ۲۶۰۵۹۸

تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۹ - 05October 2017

13 مهر منتشر شود/ وصیت‌نامه شهید محمدرضا لولاچیان/ پروردگارا مرا از هوای نفسم دور کن

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «محمدرضا لولاچیان» 25 اردیبهشت 1348 در تهران چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی تحصیلات خود را در حوزه علمیه چیذر رها کرد و عازم جبهه حق علیه باطل شد.

 

شهید لولاچیان سرانجام 22 بهمن 1365 طی عملیات کربلای پنج به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است در ادامه می‌خوانید:

 

«بسم الله الرحمن الرحیم

 

وصیت نامه‌ اینجانب محمدرضا لولاچیان فرزند محمود به شماره شناسنامه 2142 مسلمان و شیعه اثنی عشری و منتظر ظهور حضرت مهدی (عج) ان‌شاءالله.


 پروردگارا، کریما، رحیما، ای محبوب محبان، ای معشوق عاشقان، ای غوث مستغیثان، ای پناه بی‌پناهان، ای درمان دردمندان، ای سرمایه و غنای مستمندان، ای امید امیدواران، ای نجات گمراهان، ای روشنی دل عارفان، ای فروغ قلب خالصان، ای امین شاکران، کدام جستجوگر به جستجویت برخواست و نا امید از جستجویت برخواست؟ و کدام عاشق دلباخته به درگاه لطفت آمد و به وصال تو نرسید؟ آنان‌که در این دریای پرخروش حیات به جستجویت برخاستند، تو را یافتند و آنان‌که به عشق دیدارت با پای دل به سویت آمدند با دیده جان به دیدارت شتافتند.


عارفان عاشق در تمام مسیر حیات چشم به هم زدنی از تو غفلت نکردند و لحظه‌ای بی یاد تو به سر نبردند و یارو یاوری جز تو نگرفتند و به کسی به غیر تو تکیه نکردند. و روی به سرایی جز سرای تو و کویی جز کوی عشق تو نیاوردند.


ای خدا، پروردگار عالم من به خویشتن ظلم کردم، ای آقای من، ای مولای من از تو می‌خواهم به عزتت که بدی رفتار و کردارم جلوی اجابت دعایم را نگیرد و رسوا نکنی مرا به آن‌چه از اسرار پنهانی من اطلاع داری و شتاب نکنی در عقوبتم برای رفتار و اعمال زشتی که در خلوت انجام دادم و خدایا به عزتت سوگند که در تمامی احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام امور بر من عطوفت فرما.

 

ای معبود من در حالی به درگاهت آمده‌ام که درباره‌ات کوتاهی کرده و برخود زیاده روی نموده و عذرخواه و پشیمان و دل شکسته و پوزش جو و آمرزش طلب و بازگشت کنان و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف دارم.


خدایا عذرم را بپذیر و بر سخت پریشانیم رحم کن و از بند سخت گناهانم رهاییم ده خداوندا به راه بندگیم بدار از زشتی‌ها دورم کن و به حسنات اخلاقی و صفات الهیم بیارای و قلبم را به نورت روشن کن، شرار عشقت را در دلم بیفروز سینه‌ام را بسوزان محبتت را نصیبم کن و شر بدترین دشمن یعنی هوای نفس را از میدان زندگیم دور فرما.


ازآن لحظه که گام‌های خود را برای حضور در جبهه برداشتم خود را برای هرگونه تقدیری از جانب او آماده کردم و از خودش خواستم که قدرت شکرگزاری در قبال هرگونه اتفاقی را به من عطا کند.
از همین هنگام دلم را به خدا می‌سپارم و از او می‌خواهم مرا در هرگونه امتحانی سربلند سرافراز بیرون آورد.


بی‌خبران و بی‌هدفان بدانند جبهه رفتن امثال ما اگر مکرر هم باشد وظیفه است وظیفه‌ای شرعی زیرا تبعیت و اطاعت از مرجع تقلید می‌باشد، لذا اگر انجام نشود حتماً فردای قیامت مواخذه خواهیم شد آن مقدس ما بهایی که هیچ عقیده به انقلاب و امام و این مردم و رزمندگان ندارند قدری به خود آیند و چاه ظلمت و خودخواهی و حسد بیرون آیند که فردا پشیمان خواهند شد.


ای امام عزیز، ای امید همه مستضعفان جهان تا زمانی‌که حتی یک بسیجی مخلص باشد دست از یاری تو برداشته نخواهد شد ای ملت بزرگ، امام و رزمندگان را دعا کنید و از اطاعت این مرد خدا خسته نشوید خدا نیاورد آن روزی را که امام در بین ما نباشد پس باید بخواهیم که خدا تا انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) ایشان را برای رهبری ملت نگهداری فرمایند.


ای خانواده عزیز:


تنها توصیه‌ای که داشتم این است که هرکار را که مورد رضای خداست انجام دهید مبادا طبق هوای نفس عمل کنید تا لحظه‌ای که عمر دارید از آموختن علم غفلت نکنید هر علمی که ما را به خدا نزدیک کند مخصوصاً علم دین و مذهب همان‌طوری که آرزوی من بود و بحمدلله در آن راه قرارگرفتم.


در مورد محل دفن هر چه صلاح می‌دانید انجام دهید آرزویم این است که با همان لباس رزم دفن شوم.


در خاتمه هر بدی که از من دیدید به خوبی خودتان ببخشید از هر که مرا می‌شناسد حلالیت بطلبید و اگر قرضی داشتم که خودم فراموش کردم آن را بدهید. از پولی که در صندوق قرض الحسنه دارم چهار هزار تومان نذرکردم صدقه بدهید یک سال روزه و دو ماه نماز برای من انجام دهید بقیه را به جبهه‌ها کمک کنید.


ازهمه دوستان و اقوام التماس دعا دارم و از همه می‌خواهم برای این بنده مذنب طلب مغفرت کنند.


65/3/5  

 

محمدرضا لولاچیان»


انتهای پیام/ 111


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 13 مهر 1396  ] [ 07:52 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید علی‌اکبر توانگر رنجبر/ با تمام وجود حافظ این انقلاب خونین باشید

وصیت‌نامه شهید علی‌اکبر توانگر رنجبر/ با تمام وجود حافظ این انقلاب خونین باشید

شهید توانگر رنجبر در وصیت‌نامه خود آورده است: این انقلاب ثمره خون هزاران هزار شهید و هزاران مجروح و معلول می‌باشد؛ جدا از اینکه مقدار زیادی نیز از جوانان پاک این آب و خاک اسیر دشمن شدند و نصیحت می‌کنم شما را با تمام وجود حافظ این انقلاب خونین باشید.

کد خبر: ۲۶۰۲۱۳

تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۶ - 02October 2017

وصیت‌نامه شهید علی‌اکبر توانگر رنجبر/ عزیزان این انقلاب ثمره خون هزاران هزار شهید و مجروح می‌باشد

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «علی‌اکبر توانگر رنجبر» 14 بهمن 1346 در کرج چشم به جهان گشود. وی در 18 سالگی راهی خدمت شد و خود را به سپاه پاسداران معرفی کرد و به عنوان پاسدار وظيفه مشغول خدمت شد.

 

وی طی خدمتش در جبهه‌های جنگ حق عليه باطل حماسه‌ها آفريد و در تاريخ 20 شهریور 1365، در عمليات كربلای سه در منطقه «حاجی عمران» به درجه رفيع شهادت نائل شد.

 

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است در ادامه می‌خوانید: 

«بدرستی که گرامیترین شما نزد خدا با تقوا ترین شماست.

این جانب «اکبر توانگر» وصیتی دارم برای تمامی اهل بیتم از آنجا که هر مسلمانی باید قبل از رفتن به سرای باقی سخنان ناگفته‌اش را به روی کاغذ بیاورد تا دیگران با مطالعه آن پی به سخنان درونی شخص ببرند، وصیت من نیز جدا از این موضوع نیست و شما عزیزان با مطالعه این چند کلام خواهید دانست که چه خواهیم گفت، اگر چه ممکن است ناقص و ناتمام مانده باشد.

مادر گرامی! ای نور دیده من! تو برای من زحمت‌ها کشیده‌ای من جوانی را بدست آوردم و تو جوانی خود را فدای من کردی، مادرم! شرمنده‌ام نتوانستم زحمت‌های تو را جبران کنم امیدوارم که مرا حلال کنی و مرا عفو کنی و همینطور از بقیه خواهرانم طلب عفو می‌کنم و امیدوارم اگر قصوراتی دیدید از من بگذرید.

و همینطور از برادرانم طلب حلالیت می‌کنم امیدوارم آنان نیز مرا حلال کنند و همینطور از بقیه اعضای خانواده چه دوستان و چه اقوام طلب حلالیت می‌کنم. عزیزان این انقلاب ثمره خون هزاران هزار شهید و هزاران مجروح و معلول می‌باشد جدا از اینکه مقدار زیادی نیز از جوانان پاک این آب و خاک اسیر دشمن شدند و نصیحت می‌کنم شما را با تمام وجود حافظ این انقلاب خونین باشید و می‌خواهم سنگرها را خالی نگذارید و اسلحه من را نگذارید سرد شود و سعی کنید غیبت دیگران را نکنید که همانا خداوند فرموده:

«أیحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموه» سوره حجرات

آیا دوست دارید گوشت برادر مرده خود را بخورید البته که کراهت دارید و غیبت نیز چنین است.

از خواهران عزیزم رقیه، ربابه و هما تقاضا دارم؛ حجاب خود محفوظ بدارند و در سنگر حجاب خون ما شهدا باشید.

وصیتم به برادرانم احمد، حسن، محمد، حسین این است که امام را تنها نگذارید. او خودش فرمود: این انقلاب احتیاج به نگهبانی دارد پس در سنگر بسیج حافظ این انقلاب باشید.

و بدانید در سرای باقی در وعده گاه حق در آن بهشت برین انتظار روی پاک شما عزیزان را دارم چه نیکو مقامی چه سعادت عظیمی و چه از این بالاتر خدا را سپاسگزارم و از او بی‌نهایت ممنونم هر چند کوچک‌تر از آنم که بخواهم شکری کرده باشم.

به داد خود برسید که وقت تنگ است. خدانگهدار شما»

انتهای پیام/ 181




ادامه مطلب
[ دوشنبه 10 مهر 1396  ] [ 05:53 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید محمدحسن حقانی/ برای كشته شدنم جشن بگيريد، چون نمرده‌ام

وصیت‌نامه شهید محمدحسن حقانی/ برای كشته شدنم جشن بگيريد، چون نمرده‌ام

شهید حقانی در وصیت‌نامه خود آورده است: برای كشته شدنم جشن بگيريد چون من نمرده‌ام، بلكه وارد جايی شده‌ام كه كسی‌ که در قفس دنيا است آن را نمی‌تواند درک كند.

کد خبر: ۲۶۰۲۳۷

تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۰ - 02October 2017

وصیت‌نامه شهید محمدحسن حقانی/ براي كشته شدنم جشن بگيريدبه گزارش خبرنگار ساجد، شهید «محمدحسن حقانی» اول اردیبهشت 1344 در استهبان چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد. شهید حقانی 20 مهر 1363 در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است در ادامه می‌خوانید:

 

«بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی


به نام الله درهم شكننده‌ طاغوت‌ها با درود و سلام به منجی بشريت ولی امر (عج) و با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب اسلامی امام خمينی و با درود و سلام به شهدای اسلام از صدر تاكنون و با درود و سلام به رزمندگان اسلام و شما خانواده‌های شهدا و امت مسلمان ايران.


 «يا ايها الذين امنوا ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم» هر كس خدا را ياری كند خداوند گام‌های او را استوار می‌‎گرداند.


 ای همشهريان عزيز: نمی‌خواهم سر شما را به درد آورم ولی چند جمله‌ای به‌ عنوان تذكر می‌گويم هر چند كه خودتان بهتر از من می‌دانيد. امام اين قلب تپنده‌ی امت مسلمان ايران را تنها نگذاريد در هر جا و هر كجا كه هستيد از دعا كردن برای امام غافل نشويد و بعد از هر نماز و بعد از هر جلسه‌ای امام را دعا كنيد.


برادران و خواهران عزيز توجه داشته باشيد هر كس خواست ميان شما تفرقه اندازد اول او را نصيحت و او را با دلايل محكم و ارشاد راهنمايی كنيد ولی اگر ديديد از روی آگاهی دارد كاری كه به ضرر انقلاب است انجام می‌دهد با او به طور قاطعيت رفتار كنيد و او را به مسئولان امر معرفی كنيد.

 

و بدانيد كه آرزوی هر رزمنده‌ی شجاع و دلير و مسلمان زيارت كربلا و آزادی قدس عزيز و اگر بعد از آن خدا خواست شهادت فی سبيل الله است.

 

برادران و خواهران عزيز بدانيد كه هر كس شهيد شد از بين نرفته است بلكه نزد خدا روزی می‌خورند. ای پدر و مادر عزيزم شما از من آزار و اذيت ديده‌ايد اميدوارم كه مرا ببخشيد و برايم دعا كنيد و طلب آمرزش كنيد.


پدر و مادر و برادرانم مرا حلال كنيد هر چند كه كاری برای شما انجام ندادم. آری پدر و مادرم اگر من شهيد شدم و خداوند مرا به درگاه خود قبول كرد و به شهادت رسيدم مرا ببخشيد و همچون شيري باشيد در بيشه‌زار بغريد و رو به صفتان را به زباله دان تاريخ بفرستيد.


مادرم زينب‌وار باش و قلب امام زمان (عج) را شاد كن برايم عزا نگيريد اين را همين طور نمی‌گويم بدان سخنان از روی قلبم برمی‌خيزد برای كشته شدنم جشن بگيريد چون من نمرده‌ام، بلكه وارد جايی شده‌ام كه كسی كه در قفس دنيا است آن را درک نمی‌تواند بكند، برادرانم محمدحسين، محسن و قاسم اگر از من بدی ديديد مرا ببخشيد و بيامرزيد، مادرم اگر شهيد شدم هر هفته حداقل يك‌بار بيا و با من صحبت كن. و بالاخره دوستان و قومان و آشنايان همه مرا حلال كنيد و ببخشيد به اميد اين‌كه همه‌ی ما از اهل بهشت باشيم.


از مال دنيا هم چيزی ندارم كه بخواهم از آن صحبت كنم، آری هدفم پيروزی و زيارت كربلا و آزادی قدس و آرزويم شهادت در راه خداست به اميد پيروزی جندالله و ظهور ولی عصر (عج) و نابودی تمامی دشمنان اسلام.

 

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند

رو به صفتان زشت خوی را نكشند

گر عاشق صادقی زكشتن مگريز

مردار بود هر آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كه او را نكشند

 

اميد زيارت قبر اباعبدالله. و السلام علی من التبع الهدی. در آخر امام و رزمندگان و معلولين و مجروحين را دعا كنيد.


خدايا خدايا تا انقلاب مهدی، حتی كنار مهدی خمينی را نگه دار، رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما، معلولين و مجروحين شفا عنايت فرما زيارت كربلا نصيب ما بفرما شهادت را نصيب ما بفرما، اسيران جندالله آزادشان بفرما، صدام و لشكرش را نابودشان بفرما، الهی آمين. به اميد پيروزی فرج مولا امام زمان (عج) و پيروزی جنگ تحميلی.»

 

انتهای پیام/ 111




ادامه مطلب
[ دوشنبه 10 مهر 1396  ] [ 05:52 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید داوود غلام‌نژاد/ پس از شهادتم کوچه‌ها را چراغانی کنید

وصیت‌نامه شهید داوود غلام‌نژاد/ پس از شهادتم کوچه‌ها را چراغانی کنید

شهید غلام‌نژاد در وصیت‌نامه خود آورده است: از همه شما مى‌خواهم كه كوچه‌ها را چراغانى كنيد تا به چشم كسى نخورد كه اين مجلس ختمى است و هر وقت خواستيد قوم و خويشان را صدا كنيد، براى آن‌ها كارت عروسى بفرستيد و همه شما با چادر سفيد در عروسى حاضر شويد.

کد خبر: ۲۶۰۲۶۷

تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۵ - 02October 2017

وصیت‌نامه شهید داوود غلام‌نژاد/ پس از شهادتم کوچه‌ها را چراغانی کنید

به گزارش خبرنگار ساجد، شهيد «داوود غلام‌نژاد» دوم شهریور 1346، در اراک چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت سپاه پاسداران درآمد. شهید غلام‌نژاد معاونت گردان لشکر 10 حمزه سيدالشهدا را برعهده داشت. وی سرانجام 26 اردیبهشت 1365 در منطقه عملیاتی حاج عمران به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است در ادامه می‌خوانید:

«بسمه تعالى

با سلام و درود بى كران به روان پاک طيبه شهدا و درود و سلام خدمت آقا امام زمان و نايب بر حقش امام خمينى و اميد امام آيت الله منتظرى و با درود بر اسرا، مفقودين، مجروحين، معلولين.

خوشا آنانكه بر اين عرصه خاک

چو خورشيدى درخشيدند و رفتند

خوشا آنانكه با ايمان و اخلاص

حريم دوست بوسيدند و رفتند

خوشا آنانكه از پيمانه دوست

شراب عشق نوشيدند و رفتند

خدايا! بارالها! تو مرا خواندى و من دعوت تو را اجابت و به سوى بيت المقدس تو روانه شدم تا در اين مكان كربلايى ديگر پيدا كنم، خدايا! من از تو مى‌خواهم مرا به درجه رفيع شهادت برسانى و خونم در سنگ فرش و خيابان‌هاى داغ بيت المقدس روانه سازى و اجازه دهى من در خونم بغلطم. بارالها! من دوست دارم شمع باشم در سياهى و تاريكى شب بسوزم و اطراف تاريک خود را روشن سازم و نورى در راه گمراهان باشم، خدايا! بگذار تا من تا آخر بسوزم.

خدايا! وجودم را به تباهى مكش و از من خاكسترى بجا مگذار. بارالها! معبودا و اى معشوق من، من دوست دارم خودم چون مشعلى تابان بسوزم و بر راه گمراهان كه در گمراهى هستند روشنايى بخشم.

بارالها! من گنهكارم من در دريايى از گناه كه خود پديد آورده‌ام غوطه ورم و دست و پا مى‌زنم و در حال غرق شدنم.

خدايا! درياى گناه مرا بسوى خود مى‌كشد. خدايا! تو خود مرا نجات ده كه تنها اميدوارى من به توست. خدايا! من گنهكارم ولى حتى در هنگام گناه باز به ياد تو بودم و به ياد عذاب آخرت و رنج و مشقت عذاب تو بودم و سعى كردم انسانى پاک باشم.

خدايا! بارالها، معبودا، معشوقا، احترام و افتخار شهادت و عظمت آن را نصيب من كن و هر روز كه خواستى من را بسوى خود دعوت كنى متن دعوتنامه را شهادت قرار بده. خدايا! به پدران و مادران شهدا صبر جزيل‌ و اجر عظيم عنايت كن، بر مردم ما شجاعت، شهامت، دليرى و عزت نصيب بفرما. خدايا! به احترام ما حفظ حجاب و عفت و به پسران ما عزت و دليرى عنايت فرما. خدايا! پروردگارا، معبود من تمام مسلمين را كه در فكر خدمت و يارى مسلمين هستند حفظ فرما و همه را از عذاب آخرت باز دار. خدايا! بارالها من گنهكارم ولى خدايا همانطور كه در قنوت نماز مى‌گويم «ربنا اتنا فى الدنيا حسنه و فى الاخره حسنه و قنا عذاب النار و عذاب القبر»، اى پروردگار من به من و ساير مسلمين بزرگوارى در دنيا و آخرت عطا فرما و ما را ازعذاب آخرت باز دار و دوباره همانطورى كه در نماز مى‌گويم: «اياک نعبد و اياک نستعين اهدنا لصراط المستقيم» خدايا تنها تو را مى‌پرستم و از تو يارى مى‌جويم. خدايا! ما را به را راست هدايت فرما و خدايا تو را به پنج تن آل عبا تو را به خاتم الانبياء و تو را به حق على سيد اولياء تو را به فاطمه سيد النساء و تو را به حق حسن و تو را به حق حسين سيد الشهداء قسمت مى‌دهم مرگ مرا شهادت قرار بده و دوست دارم همانند برادرم كه در هنگام شهادت سه نشانه در بدن داشت، باشم مثل مادر بزرگوارمان فاطمه زهرا سه نشان بر بدن داشته باشم يكى اين كه مانند بازوى تازيانه خورده فاطمه به بازويم زخمى يا قطع شود، دوم اين كه مانند پهلوى شكسته فاطمه زهرا پهلويم زخمى شود و سوم اينكه همانند پاهاى زخمى و رنجور فاطمه زهرا پاهايم قطع يا زخمى شود.

وصيتى به پدر و مادرم دارم كه هر وقت بر سر نعش من آمدند چشم‌هاى مرا باز بگذارند تا كوردلان ببينند كه ما با چشم باز اين راه را انتخاب كرده‌ايم و دست‌هاى مرا باز بگذارند تا مال دوستان ببينند كه مال در جهان آخرت كه به درد انسان نمى‌خورد و او را از آتش باز نمى‌دارد و بدانند كه ما با دست خالى رفته‌ايم و از همه شما مى‌خواهم كه كوچه‌ها را چراغانى كنيد تا به چشم كسى نخورد كه اين مجلس ختمى است و هر وقت خواستيد قوم و خويشان را صدا كنيد، براى آن‌ها كارت عروسى بفرستيد و همه شما با چادر سفيد در عروسى حاضر شويد و از شما مى‌خواهم كه در ختم من گريه نكنيد درست است كه گريه كردن براى شهيد ثواب دارد و به قول امام گريه كردن براى شهيد انقلاب را زنده نگه داشته است و نيز حضرت آدم براى امام حسين گريه كرد. مى‌خواهيد گريه كنيد كم و در خفا گريه كنيد و از برادرانم مى‌خواهم دنباله‌رو راه من باشند و از خواهرانم مى‌خواهم كه زينب وار راه مرا ادامه دهند و از پدر و مادرم و خانواده‌ام خواستارم كه مرا حلال كنند و از تمام زنان مى‌خواهم كه دخترانشان را زينب وار تربيت كنند و پسرانشان را حسين وار تربيت كنند و تو را به خدا امام و ولايت فقيه را تنها نگذاريد.»

انتهای پیام/ 181




ادامه مطلب
[ دوشنبه 10 مهر 1396  ] [ 05:50 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

بر مزارم ننویسید جوان ناکام، من با شهادتم به کام خود رسیدم

بر مزارم ننویسید جوان ناکام، من با شهادتم به کام خود رسیدم

در بخشی از وصیت نامه شهید«عنایت الله خادملو» آمده است: پدر جان! جسدم را در قبرستان سفید چاه در کنار دوستانم دفن کنید. بر مزارم جوان ناکام ننویسید زیرا من با شهادتم به کام خود رسیده ام.
کد خبر: ۲۵۶۱۳۲
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۵ - 29September 2017
 

به گزارش خبرنگار دفاع پرس از مازندران، شهید «عنایت الله خادملو» فرزند عباس در سال 13433 در یک خانواده مذهبی در شهرستان گلوگاه چشم به جهان گشود و از همان اوایل کودکی با قرآن، نماز و مسجد و مخصوصاً با عزاداری سید سالار شهیدان امام حسین(ع) آشنا شد تا اینکه خود کم کم به جمع هیئت عزاداران مسجد محل پیوست و با سن کم خود در ایام محرم  در مسجد زنجیر زنی می کرد.

 این شهید بزرگوار دوره ابتدایی را مدرسه ابتدایی فرخی سابق به پایان رساند و بعد از دوران ابتدایی وارد دوره راهنمایی  شد و سال های اول و دوم راهنمایی را در مدرسه دکتر شریعتی تحصیل نمود.

 با آغاز جنگ تحمیلی به شوق حضور در جبهه های حق علیه باطل در پاسگاه محل ثبت نام کرد و جهت آموزش به بیرجند اعزام شد و بعد از گذراندن دوره آموزشی سه ماهه  در رسته بهداری قرار گرفت و به علت علاقه زیاد به خط مقدم جبهه، وارد منطقه جنگی سومار- باختران شد و در عملیات های والفجر8 – والفجر4 نیز شرکت کرد و از ناحیه دست مجروح و جهت درمان در بیمارستان بستری شد.

این شهید بزرگوار بعد از اتمام خدمت سربازی، ماندن در جبهه را به خانه ترجیح داد و سرانجام در مورخه 14 شهریور 65 در منطقه عملیاتی سومار بعد از چندین بار شرکت در عملیات ها و مجروح شدن به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

وصیت نامه این شهید بزرگوار در ادامه می آید:

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی و با درود به تمام شهیدان از صدر اسلام تا کنون و با سلام به رزمندگان اسلام سخن خود را آغاز می کنم.

پروردگارا تو خود می دانی که ما چقدر مشتاق شهادتیم و نیز می دانی که هدف ما شهادت نیست بلکه پیروزی در راه توست. اگر برگشتیم و یا کشته شدیم در هر حال پیروزی با ماست چون تو فرمودی:

«ان ا... یدافع عن الذین آمنوا» خداوندا، چه منطقی قاطع تر و چه دلیلی بهتر از اینکه برای جهاد ما فرمودی: «و جاهدوا فی سبیل ا... حق جهاده»

پروردگارا اینک تو را شاهد می گیریم که آگاهانه برای جهاد در راه تو قدم پیش گذارم و اتکا من تنها به توست و رهنمودهای رهبر عزیز و قائد اعظم امام خمینی راهگشای ماست.

 و سفارشی به پدر و مادرم دارم: شما می دانید که در صحرای تفتیده کربلا امام حسین(ع) فرزند هجده ساله و حتی طفل شش ماهه اش را نثار اسلام کرد و یکدفعه  هم ابراز نارضایتی و یاس نکرد. این را بدانید من عزیزتر از علی اکبر(ع) نیستم پس در سوگم به هیچ وجه ناله و شیون نکنید و همیشه با روحیه به مزارم بیایید.

پدر جان! امیدوارم مرا ببخشی که تو را تنها گذاشته ام انشاالله خداوند یاریت می کند من همانطور که وظیفه دارم به شما در امرار معاش کمک کنم. همین طور وظیفه دینی من ایجاب می کند که به جبهه بروم و با کفر بجنگم.

مادرم! امیدوارم که در منزل هر بدی که نسبت به شما کردم مرا ببخشید و عفو کنید. نگران نباشید اینجا وضع خیلی خوب است. همیشه این نظرتان باشد. هر کسی اجلش برسد چه در شهر چه در غربت باشد می میرد و اگر اجلش نرسد نمی میرد. ما در مکانی هستیم که نزدیکترین راه به کربلاست.  از من هر بدی که دیده اید به بزرگواری تان ببخشید و اگر هم شهید شدم از فامیلان و دوستان حلالیت بگیرید.

برادر و خواهرم! من مثل یک برادر کوچک از شما می خواهم که قدر یکدیگر را بدانید و به همدیگر کمک کنید.

 به امید پیروزی اسلام بر کفر و برافراشته شدم پرچم پر افتخار اسلام بر سرزمین های شرک و فساد و ظلم.

پدر جان! جسدم را در قبرستان سفید چاه در کنار دوستانم دفن کنید. بر مزارم جوان ناکام ننویسید زیرا من با شهادتم به کام خود رسیده ام.

در پایان سخن، ضمن نگارش و زمزمه دو بیت شعر با  شما وداع می کنم.

امیدوارم که خدای بزرگ مرا بیامرزد و شما را به او می سپارم.

کفن بدوز بهر تنم مادرم، مادرم             مگر عزیزتر ز علی اکبرم(ع) مادرم

کفن بود لباس دامادیم مادرم                شهید جمهوری اسلامیم مادرم

عنایت ا... خادملو

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ جمعه 7 مهر 1396  ] [ 03:37 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید حسن ترک/ پیشرفت و توسعه کشور در گرو تربیت نسل آینده است

وصیت‌نامه شهید حسن ترک/ پیشرفت و توسعه کشور در گرو تربیت نسل آینده است

شهید حسن ترک در وصیت‌نامه خود آورده است: برادران و خواهران به شما توصيه شديد می‌کنم در تربيت نسل خردسال و نوجوان، زيرا كه تضمين آينده اسلام است؛ اين غنچه‌های نشكفته را دريابيد و شما هستيد كه از اين افراد می‌توانيد بزرگان فردا را بسازيد.

کد خبر: ۲۵۹۱۸۱

تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۰ - 25September 2017

وصیت‌نامه شهید حسن ترک/ پیشرفت و توسعه کشور در گرو تربیت نسل آینده است

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «حسن ترک» 12 مهر 1341 در همدان چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت سپاه پاسداران درآمد و عازم جبهه شد. شهید ترک در عمليات مسلم بن عقيل فرمانده گردان كميل بود. وی همچنین در عمليات والفجر مقدماتی و والفجر یک با سمت دستيار محور حضور يافت كه پس از سه روز مجاهدت، بر اثر اصابت تركش خمپاره به فَک و كتفش مجروح شد.

 

شهید ترک در عمليات والفجر پنج در چنگوله مسئول محور بود. وی سرانجام دوم اسفند 1364 طی عملیات والفجر هشت در حالی که مسئوليت طرح و عمليات تيپ انصارالحسين (ع) را بر عهده داشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.


متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:


«برادران و خواهران! توصيه شديد می‌کنم به شما در تربيت نسل خردسال و نوجوان زيرا كه تضمين آينده اسلام است. اين غنچه‌های نشكفته را دريابيد و شما هستيد كه از اين افراد می‌توانيد بزرگان فردا را بسازيد از اين زمينه‌های مناسب براي رشد كه شكل نگرفته استفاده كنيم و طبق احكام خدا شكل دهيم، پدران و مادران در آشنايی فرزندانشان با قرآن و جلسات و برنامه‌های مذهبی بكوشيد و تشويقشان كنند و اما پدر و مادر گراميم اميدوارم كه در اين مدتي كه در خدمت شما بوده‌ام از من راضي باشيد هر چند در لحظات آخر فرصت خداحافظی نبود ولی وعده ملاقات ان شاء‌الله با روی گشاده و خندان نزد زهرا (س) و پيامبر خدا (ص) در كنار حوض كوثر.»


حسن ترک»


انتهای پیام/ 111


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 مهر 1396  ] [ 03:25 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید مهدی ملکی/ مرا غسل ندهید؛ چون خون خودم مرا غسل خواهد داد

وصیت‌نامه شهید مهدی ملکی/ مرا غسل ندهید؛ چون خون خودم مرا غسل خواهد داد

شهید ملکی در وصیت‌نامه خود آورده است: مرا غسل ندهید؛ چون خون خودم مرا غسل خواهد داد و وسایل دنیایی را از همسرم بگیرید و در هنگام دفن من جوانان را به جبهه رفتن تشویق کنید و در شب اول قبر دوستان و مهدی چمنی تا صبح در کنار قبرم باشند و دعا بخوانند، چون از شب اول قبر وحشت دارم، خیلی گناه‌کار بودم.

کد خبر: ۲۵۹۲۰۴

تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۲ - 25September 2017

وصیت‌نامه شهید مهدی ملکی/ مرا غسل ندهید، چون خون خودم مرا غسل خواهد داد

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «مهدی ملکی» شش فروردین 1339 چشم به جهان گشود. وی در نوجوانی با پیوستن به هیت قمر بنی هاشم (ع)  مبارزه با ظلم و استبداد و بی‌عدالتی را آغاز کرد و به خاطر فعالیت‌های ضد رژیم شاهنشاهی پهلوی چند بار بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت؛ اما هیچ‌گاه دست از مبارزه برنداشت و تا پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت‌های خود ادامه داد.

وی با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت و در موقعیت‌های خطرناک جنگی شجاعت خود را به اثبات رساند.

در سال 1362 به عنوان کادر رسمی گردان 153 انصارالحسین(ع) به خدمت مشغول شد و پس از آن چند بار به مقام جانبازی نائل شد و سرانجام در پنج مرداد 1367 در عملیات مرصاد به خیل شهیدان همیشه جاوید پیوست.

متن وصیت‌نامه‌ای که از این شهید والامقام به یادگار مانده است را در ادامه می‌خوانید:

«بسم الله الرحمن الرحیم

«ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل اللّه امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون» (می‌پندارید کسانی که شهید شده‌اند، مرده‌اند بلکه زندگانی هستند نزد خدایشان و روزی می‌خورند). با درود و سلام خدمت ولی عصر فرمانده کل قوای اسلام مولا صاحب الزمان (عج) امام حی و حاضر و با درود به نائب بر حقش امام بزرگوارمان (روح الله خمینی) قلب تپنده امت اسلامی. با درود و سلام بر امت اسلامی ایران پیروان به حق ولایت فقیه که با وحدت و یکپارچگی خود این انقلاب اسلامی را به وجود آوردند و آینده نیز با وحدت کامل حافظ خون شهدای این مملکت می‌باشند و بار دیگر حماسه حسینی تکرار می‌گردانند و ندای حسین زمان را لبیک گفته و به جبهه‌ها هجوم می‌آورند و با درود و سلام به خانواده گرامیم و همین طور خانواده‌ همسرم.

سخن با رهبر عزیزتر از جانم:

باری ای روح خدا از تو بسیار بسیار تشکر می‌کنم که احکام الهی را در این مملکت رواج دادی و جلوی فساد و تباهی را گرفتی و با از دست دادن یاران با وفایت و جگر گوشه‌ات به من و امثال ما راه مستقیم الهی را عنایت کردن.

درود خدا و بندگان مومن خدا بر تو باد و همینطور یک مملکت که تا دیروز دست شرق و غرب جنایتکار بود رهانیدیم زیرا از زیر بار ذلت نجاتمان دادی. بله ای امام عزیز که من عاشق تو هستم و از همه مهمتر ای بزرگوار من کوچک‌تر از آنم که از شما تعریف کنم فقط خدای تبارک و تعالی باید از شما تعریف کند که می‌کند با معجزات خود به ما. این را از اعماق دل و جان می‌گویم لحظه لحظه عمر من به فدای یک لحظه از عمر شما ای بزرگوار و در آخر ای امام بزرگوارم من جز خون ناقابل خود چیز دیگری برای بقای اسلام ندارم بدهم امیدوارم که اول مورد قبول خدای تبارک و تعالی گردد بعد هم شما ای قلب من و درود همه بندگان خاص خدا بر تو باد و امیدوارم از من راضی باشی. سخن با خانواده گرامیم:

اول از همه صبور و شکیبا باشید و همه ناملایمات زندگی را بجان و دل بخرید که دنیا محل گذر است. همانطور که در شهادت اولین پسرتان صبر داشتید در این زمان همان راه را پیشه خود گردانید و مستحکم و قوی دل باشید و به یاد خانواده‌هایی باشید که در دزفول در یک حمله‌ ناجوانمردانه صدام کثیف 19 نفر شهید می‌شوند و فقط از یک خانواده یک نفر باقی می‌ماند. همانند خانواده وهب باشید که با آوردن سر پسرشان از میدان جنگ آن را دوباره به میدان جنگ بر می‌گردانند.

مادر بزرگوارم امتحان خود را یکبار در درگاه خدا دادی و این نیز آزمایش دیگری است چون ما همه تا آخرین لحظه مورد آزمایش قرار می‌گیریم و آفرین و صدها آفرین بر تو ای مادرم همانطور که در شهادت برادرم نگریستی و همچون زینب (س) ایستادگی کردی در این زمان نیز همانگونه باش و خط اسلام را همینگونه یاری گردان و قلب امام را شما شاد بگردانید با همین مقاومتتان است که مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می‌زنید و این را بدان راه خود را از حسین (ع) گرفتم و با آگاهی کامل بود همچون برادرم، و شما مادر گرامیم که از زحمات و ناملایماتی که دیدی بسیار متشکرم و ان‌شاءالله همدیگر را در آخرت ملاقات کنیم و شاید بتوانیم آبروی شما در آن دنیا باشیم و تنها برادرم را نیز در خط اسلام حفظ نگهدار و با ارشادهایت او را رهنما باش و خواهرانم شما نیز مقاومت را از مادرتان یاد بگیرید و در دنیا همچون مسافر باشید که هر لحظه می‌خواهید بروید و سعی کنید فرزندانتان را زهرا گونه تربیت کنید و خط اسلام را از همان اوایل کودکی به آن‌ها یاد بدهید چون اسلام در آینده به این عزیزان احتیاج دارد و در دعا‌ها و نمازها کوشا باشید چون تنها سلاح ما دعا است و اگر یک موقعی حال واقعی در شما پیدا شود دعاها و نمازهای مستحبی بجا آورید و خلاصه خود را از همه لحاظ کامل کنید و سعی کنید که همیشه و در هر کجا گول شیطان را نخورید و از مادر گرانقدرم نیز باز نهایت تشکر را می‌نمایم و در نمازهای شب پیوسته امام عزیز و رزمندگان را فراموش نکن و از پدرم هم بسیار متشکرم و از پدرم و زحمات او بسیار تشکر می‌کنم. حساب من و پدرم را خدا در آن دنیا ان‌شاءالله حل کند چون در این دنیای مادی همه‌اش گول خوردیم و باز می‌دانستیم که دنیا ارزشی ندارد ولی باز سر مسئله مادی بحث داشتیم و دیدار ما ان‌شاءالله در قیامت و نصیحت و وصیتی ندارم.

ان‌شاءالله راه مرا ادامه دهی پدر. مسئولیت سنگین‌تری بر دوش مادرم و خواهرانم است که به یاری خدا اجرا کنید. نماز جمعه را هیچوقت خالی نگذارید و حتی الامکان در نماز جمعه که سنگر مستحکم یاران خداست شرکت کنید و در اجتماعات اسلامی خود را همیشه حاضر بگردانید مثل گذشته. باز از مادر و برادر و خواهرانم بسیار تشکر می‌کنم و همیشه در رابطه با مسئله بی‌حجابی شدید برخورد کنید و نگذارید خون ما و امثال ما را مشتی جیره خوار غرب و شرق با بی‌حجابی و فساد اخلاقی لگدمال کنند. همیشه دشمن منافقین ضد اسلام، باشید و از کمکی به دولت جمهوری اسلامی کوتاهی نکنید که کمک شما یاری به دین خداست مطمئن باشید، قرآن را همیشه تلاوت کنید و به آن عمل کنید و از زحمات مادرم متشکرم و نمی‌دانم چگونه جبران آن را بکنم و ان‌شاءالله که همگی مرا حلال کنید.

سخنی با همسرم:

(یک وصیت‌نامه خصوصی نیز موجود است) که فقط همسرم بخواند.

همسرم امیدوارم که زهراگونه باشی و از دوری من یاس به خود راه ندهی و ناملایمات زندگی را به جان دل بخری و با دشمنان اسلام و امام عزیز همانگونه باش که قبلا بودی. مقام همسر شهیدی را به همه ثابت کن و این را بدان دو نفر که با هم همانند دوست می‌شوند حتما خوبی یکدیگر را می‌خواهند و اگر تو هم خوبی و راحتی مرا می‌خواهی بدان که من راحت هستم و جای خوبی می‌روم در کنار خدای تبارک و تعالی پس اگر دوست من هستی در شهادت من همانگونه باش که خدا از تو راضی باشد. گول شایعات غلط دشمن را نخور و تقوا پیشه کن و این را مطمئن باش که راهی را که من رفتم به حق بوده و با آگاهی کامل خودم بود و از تو میخواهم برای من گریه نکنی. برای مظلومیت اباعبدالله الحسین گریه کن و برای مظلومیت زینب (س) گریه کن و نماز و دعا را زیاد بجا بیاور و در نماز جمعه حتی الامکان شرکت کن و یاوری باش برای اسلام و همینطور فرزند عزیزم را نیز در راه اسلام و امام تربیت کن. به او از همان اول بفهمان که مسئولیت سنگینی دارد و آنگونه تربیتش کن که اسلام دستور می‌دهد چون نعمت اسلام چراغی فرا راه ما مسلمین است و باید دنباله‌رو آن باشید. از تو ممنونم ان‌شاءالله که خدا هم نیز از تو راضی باشد. ان‌شاءالله

در آخر از همه خانواده‌ات برای من حلالیت بطلب و بگو همیشه یاوری برای اسلام و خط امام عزیز باشند و هرگونه حق و حقوق که بعد از من باید به تو تعلق می‌گیرد تماما در اختیار توست. از زحمات فراوانی که برایم کشیدی نهایت تشکر را دارم و تو را به خدای تبارک و تعالی می‌سپارم. والسلام

امام خمینی:

این‌هایی که شب را به مناجات بر می‌خیزند البته در جنگ‌ها پیروز خواهند شد.

سخنی با تمام فامیل‌ها و آشنایانم:

ای اقوام و خویشاوندانم خواهش اول من این است که امام عزیزمان را یاری کنید و دوم برای من اشک تمساح نریزید اگر واقعا مرا دوست دارید حالا راهم را ادامه بدهید و با حضور همیشگی‌تان در صحنه جبهه و پشت جبهه را یاری کنید. آن‌هایی که می‌توانید و توان دارید به جبهه بروید و اگر نه پشت جبهه یاری کنید که باعث شادی روح من می‌گردد. مانند خاندان وهب جوانانتان را به جبهه‌ها بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید. چون من می‌دانم اگر یک قسمت از بدنم را برای مادرم بیاورند آن را دوباره به جبهه بر می‌گرداند. من از مادرم بیشتر از این انتظار دارم. نمی‌خواهم بیایید به مادر یا همسرم بگویید بدبخت شدید و... چون من به بهترین آرزوهایم رسیدم و این شاید برای بعضی از شما قابل درک نباشد و از شما می‌خواهم استغفار و دعا را از یاد نبرید که برترین تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما و روحانیت تفرقه نیاندازند.

اگر چنین شود روز بدبختی مسلمان‌ها و جشن ابر قدرت‌های خون آشام است. در خانه ما هر کس می‌خواهد بر سر خاک من فاتحه بخواند اول امام عزیز را دعا کند و اگر نمی‌کند بر سر خاکم حاضر نشود چون باعث آزار روح من است و همینطور بر سر تشییع جنازه‌ام حاضر نشوند. حتما از مواضع غیبت دوری کنید و بچه‌های یتیمی که در خانواده ما است زیاد نوازش کنید چون یتیم نور چشم مولا علی (ع) می‌باشد و احتیاج به محبت همگی شما دارند و از انفاق در راه خدا دوری نکنید. اگر بدی از من دیدید مرا حلال کنید و اگر واقعا مرا دوست دارید امام مرا نیز دوست بدارید و نماز جمعه را با رفتن خود یاری کنید و در خاتمه شما وارث خون شهیدان هستید و احترام به من احترام به همسر من نیز باید باشد.

متشکرم، والسلام

سخنی چند با امت دلیر و شهیدپرور:

با درود فراوان به شما امت اسلامی هر چند من کوچک‌تر از آنم سخنی برای شما بگویم ولی امر به معروف باید بکنم و هر چند آگاه هستید. از کمک‌های خود به دولت اسلامی کوتاهی نکنید و همیشه پشت جبهه را حفظ کنید، همان طور که کرده بودید. از هر کمکی که از دستتان برمی‌آید دریغ نورزید و خدای ناکرده امام را تنها نگذارید و مواظب باشید که بین شما و روحانیت اختلاف نیاندازند که خواسته دشمنمان اسلام همین است. از پیام‌های امام عزیز نهایت استفاده را ببرید چون تا به حال هیچ کشوری در دنیا مثال چنین رهبری را در این برهه از زمان نداشتند و برای همین به بلاها و بدبختی‌ها گرفتار می‌شوند. از شما مردم حزب الله برای همه فداکاریتان و... متشکرم و ان‌شاءالله خدا از شما راضی باشد و سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید تا آخرین قطره خونم سنگر امام را حفظ داشتم. شما هم ان‌شاءالله سنگر خود را حفظ بدارید تا به هلاکت رساندن دشمنان اسلام از پای ننشینید چون دشمنان اسلام خیلی بی‌رحم هستند، چون کافرند. جوانان خود را به جبهه بفرستید و دین خدا را یاری کنید و از این امر کوتاهی نکنید چون در زمان امام حسین (ع) نبودیم لبیک بگوییم ولی الان هستیم و باید کوشش کنیم تا همه دشنمان اسلام را نابود کنیم. ان‌شاءالله اگر می‌خواهید در مقام و عظمت شما خللی وارد نشود هیچ گاه زبان به شکایت نگشایید و آن چه را که از قدر و منزلت الهی شما بکاهد به زبان نیاورید.

متشکرم والاسلام

سخنی چند با دوستان و آشنایان خودم:

با درود خدمت شما برادران عزیزم، برادران راه شهیدان را ادامه دهید و جبهه‌ها را خالی نگذارید چون از هر کاری واجب‌تر است و اگر جبهه‌ها را یاری نکنید و پشت به جهاد در راه خدا کنید بلاهای الهی بر شما نازل می‌گردد و من دیروز پیش شما بودم و امروز برای شما درس عبرت هستم. برادران عزیز مهدی چمن را الگوی خود کنید، برادرها مهدی برادرش شهید شد خود او نیز زخمی (معلول) پدرش مسدوم و برادران دیگرش حاضر در جبهه و مادرش که جای مادر خود من هست و شکی نیست من او را الگویی از حضرت زینب (س) می‌دانم. قدر این‌ها را بدانید همین‌ها سرمایه این انقلاب عزیزمان است. برادرها من که حالا لیاقت شهادت نصیبم شده راه در این است که باید سختی بکشی تا به این مقام دستیابی و من به آرزوی دیرینه خود رسیدم. به گفته سید الشهداء انقلاب اسلامی‌مان شهید مظلوم بهشتی عزیز، بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه. در کارهایتان خدا را فراموش نکنید و همیشه به عنوان وصیت از من داشته باشید که خط امام را هیچ وقت خالی نگذارید و امام عزیز را در نمازها فراموش نکنید و همیشه برای صلاح جامعه کار کنید و رهبر ار از خود راضی نگه دارید و همه شما برادران عزیز از شما می‌خواهم که اختلافات را کنار بگذارید برای به هدف رسیدن این انقلاب با هم همکاری کنید و برادر عزیزم مهدی چمنی را هم تنها نگذارید و همیشه در کارهایش کمکش کنید چون کمک به معلولین خدمت به انبیاء است و همه شما را به خدای بزرگ می‌سپارم اجر شما با خدای تبارک و تعالی.

والاسلام

درباره وضع دنیایی همه‌ مسائل من مربوط به همسرم می‌شود وکیل و وصی و ناظر من برادر مهدی چمنی می‌باشد و هر گونه حق و حقوقی که به من مربوط می‌شود باید به دست همسرم برسد و همسرم موظف است بدهکاری‌های مرا بدهد و مادرم این شخص که نام می‌برم را می‌شناسد و نیز موظف است هزار تومان به فضل ا... فتاحی بابت بدهکاری من بدهد هرگونه کمکی که می‌توانید که همسرم احتیاج دارد بکن مادر، و فرش هم مال مادرم است آن فرشی که مقداری را من خریدم. از دامادمان و همسرم در مورد سوم و هفتم و همه مراسم حتما فقرا را به مجلس ختم من بیاورید و با کمال میل از آن‌ها پذیرایی کنید. پدرم و مادر و همسرم به حرف دور و بری‌ها اکتفا نکنید که مثلا بگویند پسرتان یا همسرت شهید شد چی به شما دادند. به دنیا پشت پا بزنید و توشه آخرت برگیرید و راه شهیدان را ادامه دهید و شیطان را از خود دور کنید. «متشکرم ولاسلام»

در مورد جای دفن و نوع آن:

مرا در ساری در قطعه شهدا دفن کنید و در هنگام تشییع جنازه‌ام بر تابوتم عکس امام و شهید مظلوم بهشتی را بزنید و قرآن را روی تابوتم بگذارید و مرا اگر شد و احتیاج به غسل پیدا نکردم با لباس رزم خودم دفن کنید. مرا غسل ندهید چون خون خودم مرا غسل خواهد داد و وسایل دنیایی را از همسرم بگیرید و در هنگام دفن من جوانان را به جبهه رفتن تشویق کنید و در شب اول قبر دوستان و مهدی چمنی تا صبح در کنار قبرم باشند و دعا بخوانند، چون از شب اول قبر وحشت دارم، چون خیلی گناه کار بودم. از شما خواهش می‌کنم روحانی بیاورید تا صبح دعا بخواند و مرا از فشار قبر برهانید و من متاسفانه دو سال نماز و روزه 60 روز بدهکارم که همسرم برای من پول بدهد برای من اجیر بگیرد. در آخر از هر کس که پشت سرش غیبت کردم مرا عفو کند و هر که از من بدی دیده مرا حلال کند و همسرم این را بدان که ان‌شاءالله مورد شفاعت حضرت زهرا (س) قرار می‌گیری و من و امثال من احتیاج به وصیت‌نامه نداریم چون آن راهی که می‌رویم خودش وصیت‌نامه است و همه شما را به خدای بزرگ می‌سپارم امیدوارم که انقلاب مرا همه‌تان حفظ کنید.

این وصیت‌نامه را در نهایت سلامت و هوش نوشتم خدا را شکر، و همینطور در حال تجدید کردن.

تاریخ اول نوشتن وصیت‌نامه در جبهه چزا به ساعت 11/5 صبح سال 1361/11/17می‌باشد.

و تاریخ تجدید وصیت‌نامه در جبهه سومار ساعت چهار غروب سال 1362/10/15 می‌باشد.

تاریخ تجدید وصیت‌نامه 1364/1/23 در پادگان شهید بیکلو در چادر ساعت 8/40 شب تمام خط خوردگی‌ها از خودم می‌باشد و قابل قبول برای همه باشد.

همسرم لطفا تمام شلوارهای نظامی و اورکت و ... همه را به تدارکات سپاه ساری تحویل بده و در مورد کتاب‌ها همه را به انجمن اسلامی محل یا جای دیگر بده.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار (الهی آمین) مهدی ملکی»

انتهای پیام/ 181


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 مهر 1396  ] [ 03:24 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید مدافع حرم سیدمصطفی موسوی

وصیت‌نامه شهید مدافع حرم سیدمصطفی موسوی/ فرزندم را طوری تربیت کن که آموزگار قرآن شود

شهید موسوی در وصیت‌‌نامه خود آورده است: همسر مهربانم! دوست دارم دخترم در شمال معلم قرآن شود و به بچه‌ها درس قرآن بدهد. از شما خواهش می‌کنم در این باره کوتاهی نکنید.

کد خبر: ۲۵۹۲۵۸

تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۴ - 25September 2017

وصیت‌نامه شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی/ فرزندم را طوری تربیت کن که آموزگار قرآن شود

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «سید مصطفی موسوی» معروف به جوانترین شهید مدافع حرم 18 آبان 1374 در تهران چشم به جهان گشود. وی دانشجوی رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی واحد غرب بود که به عنوان بسیجی تکاور به سوریه اعزام شد و در جریان مبارزه با تروریست‌های تکفیری در 21 سالگی 21 آبان 1394 در العیس حرب سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر مطهر این شهید والامقام در قطعه 26 ردیف 79 شماره 16 بهشت زهرا (س) آرام گرفته است.

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است را در ادامه می‌خوانید:

«به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

سلام بر حضرت محمد رسول خدا، سلام بر امیرالمومنین علی (ع)، سلام بر فاطمه زهرا (س)، سلام بر ائمه معصومین، سلام بر امام حسن مجتبی (ع) غریب مدینه، سلام بر سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع)، سلام بر قبرستان بقیع، سلام بر کاظمین، سلام بر مشهد مقدس، سلام بر سامرا مقدس، سلام بر فاطمه معصومه (س) و بر علمای قم، سلام بر شاه چراغ، سلام بر بهشت زهرا (س)، سلام بر بهشت رضا (ع)، سلام بر همه شهدا از صدر اسلام تا کنون.

این وصیت‌نامه را در حالی می‌نویسم که عازم ماموریت دشواری هستیم، امیدوارم ان‌شاءالله با پیروزی عزیزان روح‌الله و سید علی به انجام برسد.

یا رب! در نگاه دوستانم می‌نگرم در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده، با یکدیگر وداع می‌کنند، چون هیچ‌کس نمی‌داند چه کسی می‌ماند و چه کسی به دیدار معشوق می‌شتابد.

خدایا! نمی‌دانم وقتی که مرگ به سراغم می‌آید، من در چه حالی هستم، اما خدایا! دوست دارم در آن حال، لبهایم به ذکر یا زهرا (س) مشغول باشد و دلم از نور محبت علی و فرزندان علی (علیهم صلوات الله) لبریز باشد. خدایا! در دلم تقاضایی است که نمی‌توانم آن را بر زبان آورم و آن تمنای شهادت است. خدایا آیا من لایق شهادت هستم؟

خدایا! شرم دارم از اینکه بگویم شهادت را نصیب شخصی مثل من گردانی، زیرا شهدا، همه چیزشان خدا بود و من هنوز به آنجا نرسیدم.

خدایا! شاید گناهانم موجب شده است تا درخواستم به عرش نرسد. پس خودت به من فرصت توبه عطا فرما. خدایا! دستانم خالی است.

خدایا پس از سنگینی سی سال عمر به هدر رفته، اکنون احساس می‌کنم سبک شده‌ام. خدایا! نمی‌دانم حکمتت چه بود که مرا از شمال به تهران کشاندی و همسری مهربان و فرزندی سالم به من عطا کردی. حال من چگونه شکرت را به جا آورم؟

خدایا! از تو می‌خواهم همسر و فرزندم و تمامی خانواده‌ام را عاقبت به خیر نمایی.

وصیتی به خانواده‌ام:

پدر و مادر مهربانم، برادران و خواهرم، از اینکه زود از میان شما رفتم معذرت می‌خواهم، تقدیر خدا چنین بود. به هر حال، خداوند روزی ما را به دنیا آورد و روزی نیز ما را از این دنیا می‌برد و الان وقت رفتن من بود. شما را به خدا می‌سپارم و از خداوند می‌خواهم به شما صبر جمیل عطا فرماید.

سلام مرا به همه دوستان و آشنایان برسانید و به آنان بگویید: اسلام و انقلاب باید به دست آقا امام زمان (عج) برسد. برای رسیدن به این مقصد، باید از تمام خطرها و موانع عبور کرد، هر چند در این راه ممکن است خون جوانانی ریخته شود و جان عزیزانی نثار گردد و سهم کوچکی از این جهاد هم نصیب ما بشود.

سفارشی به همسر مهربانم:

شما واقعا برای من همسری کردید، اما من نتوانستم همسری شایسته برای شما باشم، عذرم را پذیرا باش. از خداوند می‌خواهم که به شما صبر عطا فرماید.

همسر مهربانم! همیشه پشت سر رهبر قدم بردارید، چون سخنان رهبر بدون تردید حق است، پس بعد از من، همه هم و غم شما ولایت باشد. به دخترم بگویید همواره در خط رهبری باشد و هیچگاه پشت ولایت را خالی نکند.

همسر مهربانم! دوست دارم دخترم در شمال معلم قرآن شود و به بچه‌ها درس قرآن بدهد. از شما خواهش می‌کنم در این باره کوتاهی نکنید.

در مراسم تشییع من گریه نکن، چون دوست دارم با استقامتت، دشمنان را به گریه اندازی.

سخنانی چند با دخترم:

1) دخترم! باید با دیگران فرق داشته باشی، یعنی از نظر ادب، شخصیت، متانت، معنویت و از نظر عملی به درجات عالی برسی.

2) قرآن را از مادرت بیاموز.

3) از همه مهم‌تر اینکه به مادرت احترام بگذار، زیرا مادرت در تمام سختی‌ها با تو بوده است؛ مواظب مادرت باش، من هم برای شما دعا می‌کنم.

وصیتم به دوستان و آشنایان:

همه ما روزی به دنیا آمده‌ایم و روزی هم از این دنیا می‌رویم. خوشا به حال آن کس که پاک آمد و پاک می‌رود. در این دنیای فانی اگر شما فردی خوب باشید حتما خوب از این دنیا می‌روید، اما من با این کوله‌بار گناه نمی‌دانم چگونه از دنیا خواهم رفت. امیدوارم ان‌شاءالله با دعای شما، سبکبال به عالم دیگر رفته و از عذاب قبر نجات یابم.

ای دوستان! فریب دنیا را نخورید، زیرا این امر، مانع خیر اخروی می‌شود. پس در همه حال سعیتان به دست آوردن خیر اخروی باشد.

کلامتان کلام رهبر باشد و از زبان او بشنوید، چون کلام و زبان رهبر، کلام و زبان آقا امام زمان (عج) است، پس همیشه حامی و پشتیبان رهبر باشید؛ زیرا دل رهبر به شما خوش است و همواره برای سلامتی او دعا کنید.

به پدر و مادرتان احترام بگذارید و دستشان را ببوسید، چون با دعای آنان زندگی شما خوب خواهد شد. به روحانیت احترام بگذارید، زیرا آنان حافظان اسلامند. دشمنان از جدایی مردم و روحانیت خوشحال می‌شوند، پس دشمنان را با پیروی از روحانیت، ناراحت کنید.

اگر می‌خواهید از فتنه آخرالزمان در امان باشید، فقط پشت سر ولایت فقیه باشید.

خانواده شهدا را فراموش نکنید و برای آنان دلگرمی باشید. با حضورتان درتمامی صحنه‌ها و راهپیمایی‌ها و شرکت در مراسمات دینی و مذهبی، پشتیبانی خود را از نظام، اعلان نموده و موجب یاس و ناامیدی دشمنان شوید.

در پایان از همه شما التماس دعا دارم، محتاج دعای شما هستم. از دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید.

رفیقان می‌روند نوبت به نوبت

خوشا روزی که نوبت بر من آید»

انتهای پیام/ 181


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 مهر 1396  ] [ 03:21 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید علی فتحی‌پور/ مانند زینب (س) پیام‌رسان دین خود باشید

وصیت‌نامه شهید علی فتحی‌پور/ مانند زینب (س) پیام‌رسان دین خود باشید

شهید فتحی‌پور در وصیت‌نامه خود آورده است: ای امّت حزب الله و همیشه در صحنه، دنیا احتیاج به پیام رسان دارد و شما کاری را باید بکنید که حضرت زینب (س) کرد که اسلام باز هم در دنیا شناخته شده و شناساندن آن وظیفه شماست.

کد خبر: ۲۵۸۰۲۵

تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۴ - 23September 2017

وصیت‌نامه شهید علی فتحی‌پور/ مانند زینب (س) پیام‌رسان دین خود باشید

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «علی فتحی‌پور» سوم تیر 1345 در روستای درگاه از توابع شهرستان آستانه اشرفیه چشم به جهان گشود. وی همواره در تظاهرات و راه‌پیمایی‌ها علیه رژیم پهلوی حضور داشت. شهید فتحی‌پور پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دانشگاه تربیت معلم ثبت‌نام کرد؛ اما با آغاز جنگ تحمیلی تحصیلاتش را رها کرد و عازم جبهه حق علیه باطل شد.

 

علی فتحی پور، سرانجام، 22 اسفند 1364، در سلیمانیه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 
متن وصیت‌نامه‌ای زا که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:

 

«بسم الله الرحمن الرحیم


الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا في‏ سبيل اللّه باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند اللّه و اولئک هم الفائزون


آنان‌که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آن‌ها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.


با سلام بر سید الشهدا حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و سلام بر امام امت آن یاور محرومان جهان و سلام بر تمامی شهدا اسلام.


 «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی» اگر دین محمد (ص) با کشته شدن من پایدار بماند، پس ای شمشیرها مرا دریابید. اگر قرار است پرچم اسلام و عدالت علی(ع) برکاخ‌های ابر قدرت‌ها افراشته شود و اسلام در قلوب ملت‌های دنیا نفوذ کند و اگر قرار است قدس عزیز آن نخستین قبله مسلمین آزاد گردد.

   
جان هیچ ارزشی ندارد، آری بگذارید ما هم برویم، اسلام در جهان سرافراز گردد. و بدن ما تکه تکه گردد امّا روز عاشورا در صفحات تاریخ محو نگردد، که هرگز نمی‌گردد، ای امّت حزب الله و همیشه در صحنه، امروز دنیا احتیاج به پیام رسان دارد و شما کاری را باید بکنید که حضرت زینب (س) کرد که اسلام باز هم در دنیا شناخته شده و شناساندن آن وظیفه شماست.


و این مسئولیت بسیار سنگین و پر اهمیت است و امّت حزب الله متوجه باشد که دشمن نمی‌آید بلکه در لباس دوست می‌آید و خطرناک است و شناختن آن هم مشکل، دشمن همچون شیطان با هزاران چهره خود را می‌نمایاند، ای امّت شهیدپرور، هشیار مواظب مدارس و دانشگاه‌ها باشید که آینده انقلاب به آنجاها بستگی دارد ای خانواده‌های شهدا اسلام و جامعه به شما افتخار می‌کند که توانستید این گونه فرزندانی را برای اسلام تربیت کنید.

 

مواظب باشید که نقش شما در جامعه بسیار حساس است و کوچک‌ترین اشتباه متوجه انقلاب می‌شود. اسلام در جهان مظلوم واقع شده است باید برای نجات آن خود را فدا کنید که یک وظیفه است. به امید پیروزی اسلام بر کفر و سلامتی و طول عمر امام عزیز و ظهور هر چه سریع‌تر صاحب الزمان (عج) آن منجی بشریت.»


انتهای پیام/ 111


ادامه مطلب
[ شنبه 1 مهر 1396  ] [ 02:14 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت تلویحی شهید محمد نیک‌بین به شهید همت در یک نامه

وصیت تلویحی شهید محمد نیک‌بین به شهید همت در یک نامه

متن نامه اختصاصی شهید نیک‌بین به فرمانده‌ خود شهید محمدابراهیم همت منتشر شد.

کد خبر: ۲۵۶۶۸۸

تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۹ - 11September 2017

نامه اختصاصی شهید محمد نیک‌بین به شهید همت

به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «محمد نیک‌بین» 20 اردیبهشت 1341 به دنیا آمد و با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه شد. وی جانشینی فرمانده گردان کمیل، از لشکر 27 را برعهده داشت.

 

شهید نیک‌بین سرانجام در چهارم اسفند 62 طی عملیات خیبر به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر وی پس از 15 سال به میهن بازگشت و در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.


نامه اختصاصی شهید «محمد نیک‌بین»


«سخنی با برادر حاج ابراهیم همت، فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص)

 

سلام بر تو ای فرمانده خوب، سلام بر تو رزمنده خالص، سلام بر تو ای برادر مومن، سلام بر تو ای یار با وفای امام و حاج احمد متوسلیان


بنده شما را خیلی دوست داشتم برادر عزیزم، در ادامه جنگ همچنان که تاکنون استوار و شکست‌ناپذیر بودی، مقاوم بایست و تا کربلا و نجف و قدس و مکه معظمه پرچم «لا اله الا الله» را برافراشته نمایید و تو را به خدا سعی کنید فرماندهانی مثل چراغی، و حاجی‌پور و معصومی و سایر فرماندهان شهید لشکر تحویل اجتماع بدهید و برادران سپاه را کاملا توجیه کنید که جنگ ادامه دارد و به آنان توصیه فرمایید که چشم محرومین دنیا به بچه‌های بسیج و سپاه است و بگویید بروید تا کربلا که در انتظار است.


برادر همت هر وقت که کربلا رفتی از عوض بنده زیارت نما و بنده در صورت توفیق شهادت، قول می‌دهم که شما را شفاعت نمایم.


والسلام 
محمد نیک‌بین


62/12/3

 

ساعت 11/15 قبل از ظهر، شب عملیات خیبر»

 

انتهای پیام/ 111


ادامه مطلب
[ دوشنبه 20 شهریور 1396  ] [ 04:29 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]