روزشمار دفاع مقدس (24 آبان 94)

روزشمار دفاع مقدس (24 آبان 94)


24 آبان 1394 هجری شمسی برابر با 2صفر 1437 هجری قمری و 15 نوامبر 2015 میلادی
روزشمار دفاع مقدس (24 آبان 94)

رویدادهای مهم این روز در تقویم شمسی ( 24 آبان 1394 )

• آغاز عملیات نامنظم فتح 3 در منطقه دهوک توسط سپاه پاسداران (1365ش)

• شهادت محمدامین اسدی (1359ش)

• تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از سوی مجلس خبرگان (1358ش)

• مسدود کردن دارایی‏‌های ایران در خارج از کشور توسط دولت ایالات متحده آمریکا (1358 ش)

• روز کتاب و کتابخوانی

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:12 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

روایتگری دفاع مقدس در محفل عزاداری هیئت فدائیان ولایت

روایتگری دفاع مقدس در محفل عزاداری هیئت فدائیان ولایت


روایتگری دفاع مقدس با حضور رزمندگان و جانبازان سرافراز دوران حماسه و ایثار بخشی از برنامه های آیین عزاداری و نشست هیئت فدائیان ولایت در قم می باشد.
روایتگری دفاع مقدس در محفل عزاداری هیئت فدائیان ولایت

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دفاع مقدس از قم، در مراسم هیئت فدائیان ولایت در قم که از 17 آبان آغاز شده و تا 26 آبان ادامه خواهد یافت، هر شب یکی از رزمندگان و جانبازان 70 درصد دوران دفاع مقدس به بیان خاطرات خود از همرزمان شهید و دوران حماسه و ایثار می پردازد.

به گفته حسین عاشوری، مشاور اسبق امور ایثارگران استانداری قم و مسئول هیئت فدائیان ولایت، این مراسم طبق سنوات گذشته با حضور مردم ولایی و رزمندگان پیشکسوت استان هر شب در مدرسه علمیه امام خمینی(ره) برگزار می گردد.

وی افزود: برنامه محوری هیئت، علاوه بر شعر خوانی در رثای اهل بیت(ع)، نوحه خوانی و خاطره گویی، سخنرانی شخصیت هایی همچون آیت الله حائری شیرازی، آیت الله تحریری، آیت الله اعرافی، دکتر رفیعی و حجج اسلام مصلحی، ماندگاری و میرباقری می باشد.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:11 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

"چریک پیر" روایتی از کودکی تا شهادت "حسن آبشناسان"

"چریک پیر" روایتی از کودکی تا شهادت "حسن آبشناسان"


کتاب "چریک پیر" روایتی از زندگی سرلشکر شهید "حسن آبشناسان" به قلم "مژگان حضرتیان فام" تدوین و توسط انتشارات سوره سبز منتشر شده است.

به گزارش دفاع پرس، کتاب "چریک پیر" براساس زندگی شهید امیر سرلشکر "حسن آبشناسان" فرمانده لشکر 23 نیروهای تخصصی (کلاه سبز‌ها) به قلم "مژگان حضرتیان فام" در قالب داستان تدوین و توسط انتشارات سوره سبز منتشر شده است.

نویسنده کتاب از زاویه دانای کل از هنگام تولد تا شهادت به زندگی سرلشکر شهید آبشناسان پرداخته است.

"چریک پیر" حاصل گفت‌وگوی نویسنده با اعضای خانواده و همرزمان شهید است که نویسنده روایات را در کنار هم قرار داده و کتاب را تدوین کرده است.

حسن آبشناسان در هشتم مهرماه 1364، در حالی که فرماندهی لشکر 23 نوهد(نیروی ویژه هوابرد) و قرارگاه شمال غرب ارتش یعنی بخشی از قرارگاه حمزه سیدالشهدا را به دوش داشت، به هنگام نبرد قادر که با برنامه‌ریزی خودش همراه بود، در منطقه سرسول کلاشین شمال عراق با ترکش توپ شربت شیرین شهادت را نوشید.

لازم به ذکر است؛ تصاویری از کودکی تا شهادت و دست نوشته‌های شهید ضمیمه این کتاب است.

در ادامه بخشی از کتاب "چریک پیر" را می‌خوانید:

حسن آبشناسان از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب، جزء معدود افسرانی بود که با درک شرایط بحرانی کشور و تهدید ضدانقلاب به جنگ داخلی و قائله‌ی کردستان به کمک نیروهای داوطلب آمد و بلافاصله آموزش نظامی آن ها را بر عهده گرفت. آن زمان، نظم واحدهای نظامی هم بسیار به هم ریخته شده بود. از طرف دیگر، نیروهای داوطلب تحت آموزش نیز در شور انقلابی خود با شک و تردید به این ارتشی با تجربه می‌نگریستند؛ چون به چشم آن‌ها او افسری بود که تربیت شده‌ی ارتش شاهنشاهی بوده و شاید بخواهد ضربه‌ای به نیروی جمهوری اسلامی بزند، به همین دلیل، او را زیاد جدی نمی‌گرفتند و با او سخت کنار می‌آمدند، اما حسن با صبر و دشواری‌های زیاد این دودلی‌ها را از هر دو طرف تاب می‌آورد، و کاری را انجام می‌داد که به آن معتقد بود.

حسن طبق روش خود، از اولین روز ورود به ارتش هر کاری را که انجام می‌داد، تشویق و انکار دیگران مبنی بر درست یا غلط بودن کارش، در او تاثیری نداشت و همیشه به وجدان خود و احکام دینی که از کتاب‌های نهج البلاغه، نهج الفصاحه و قرآن مجید می‌خواند، عمل می‌کرد و همیشه می‌گفت: «اگر آن موقع که کشور به کمک ما نیاز دارد، کمر همت نبندیم، کمال نامردی است که خود را از این کمک کردن معاف بدانیم و تمام تلاش خود را در این مرحله به کار نیندازیم.»

پس با آغاز جنگ و به خاطر عدم توافق سیاست جنگ فرمانده‌ی کل قوا با رئیس جمهور وقت، جناب سرهنگ مورد بی‌مهری و محدودیت بسیاری قرار گرفت، اما با دلیری تمام به کمک چهار تکاور و پنج نیروی داوطلب از بسیجیان و همین طور استفاده از موتورسیکلت که از همان روز ورود او استفاده از این وسیله‌ی موتوری در جبهه‌ها باب شد. ستاد جنگ‌های نامنظم را در دزفول تشکیل داد و در منطقه‌ی «عین خوش» و «دشت عباس» جنگ‌های نامنظم را به راه انداخت. حسن آبشناسان، مدت زیادی با تعدادی موتورسوار، آرامش و امنیت اشغالگران عراقی را سلب کرده و با استفاده از این وسیله‌ی سریع با نفوذ به مواضع دشمن، عملیات ویژه و ایذایی انجام می‌داد. درست در آن زمان که ارتش با حداقل نیرو با مین‌گذاری‌هایش در مسیر تردد متجاوزان عراقی جلوی پیشروی‌شان را می‌گرفت. او همچنین با افرادش که از نیروهای سپاهی، ارتشی و بسیجی بودند، معابر نفوذی را هم پوشش داده و در این عملیات مهم، قدرت خود و ارتش را به دشمن نشان دادند که در نوع خود جزء ارزشمندترین و هدف‌دارترین کارها به حساب می‌آمد. اما وقتی او و چریک‌های تحت امرش، اولین اسیران عراقی را به پشت جبهه منتقل کردند، با شماتت گروه دیگری رو به رو شدند که: «چگونه توانستید بدون دادن حتی یک شهید کار را پیش برده و اسیر هم بگیرید!»

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:11 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

رونمایی از کتاب "تا پلک می زند" در چهارمحال و بختیاری

رونمایی از کتاب "تا پلک می زند" در چهارمحال و بختیاری


کتاب تا پلک می زند با موضوع دفاع مقدس در شهرکرد رونمایی شد.
رونمایی از کتاب

به گزارش خبرگزاری دفاع پرس، کتاب " تا پلک می زند" به نویسندگی  مسلم سلیمانیان در چهارمحال بختیاری رونمایی گردید.

این مجموعه شامل شش نمایشنامه با موضوعیت های دفاع مقدس، ایثار و شهادت و با عناوین نمایشنامه های تا پلک می زند، وداع در اوج، قامت سروهای سبز، سی مرغ گمنام، جاوید خاک، و کاست محزون می باشد.

رویکرد این آثار به صبر و پایداری خانواده های معظم شهدا با عنوان مادران منتظر می پردازد.

مجموعه تاپلک می زند حاصل 10 سال نگارش نمایشنامه های مسلم سلیمانیان با ژانر دفاع مقدس است.

این کتاب با همکاری مرکز حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه استان چهارمحال و بختیاری در یکهزار جلد چاپ و انتشار یافته است.

نویسنده کتاب تا پلک می زند، آثار دیگری با موضوعیت های مختلف اجتماعی به نگارش درآورده که می توان به نمایشنامه های کمدی مخمصه، وصدا این همیشه ترسان، یک مزار برای هزار، آه کودکم پشت در ماند، رادیکال یک، رادیکال دو، رز آنسوی آیینه، سها یک ستاره سرخ، خیمه گاه رفتگان، آسانسور، سرگیجه های سرد و نمابشنامه مرگ در یک بسته شکلات میلکا اشاره کرد.

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:10 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا تاثیر معنوی بزرگی در بین نیروهای پلیس دارد

زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا تاثیر معنوی بزرگی در بین نیروهای پلیس دارد


فرمانده ناجا از تجهیز نیروی انتظامی به سیستم های مدرن و به روز دنیا به منظور تسریع در انجام ماموریت ها و کشف دقیق و علمی جرایم خبر داد.
زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا تاثیر معنوی بزرگی در بین نیروهای پلیس دارد

به گزارش گروه اجتماعی دفاع پرس، سردار " حسین اشتری" در گفت و گویی اختصاصی در حاشیه رونمایی از یادمان شهدای 295 شهید فرماندهی انتظامی شهرستان اصفهان گفت: به دلیل نوع کار و ماموریتی که در نیروی انتظامی وجود دارد باید همیشه روحیه ایثار و شهادت طلبی در این نیرو وجود داشته باشد.

وی با تقدیر از ابتکار فرماندهی انتظامی شهرستان اصفهان در نصب یادمان شهدای این فرماندهی مقابل درب ستاد این فرماندهی اظهار داشت: زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا تاثیر معنوی بزرگی در بین نیروهای پلیس دارد و این گونه کارها باعث می شود تا آنها بدانند در چه راهی قدم گذاشتند و هدفشان دفاع از ارزش ها، ولایت و امنیت مردم است.
 
سردار اشتری با بیان اینکه برای حفظ نظم و امنیت کشور باید ایثارگری کرد خاطر نشان ساخت: مسلماً اگر ایثارگری شهدا نبود امروز کشور ما در امنیت کامل قرار نداشت.
 
فرمانده ناجا در پاسخ به سوال خبرنگار ما پیرامون ایجاد تحول در بدنه نیروی انتظامی اظهار داشت: ما به دنبال این هستیم تا منویات مقام معظم رهبری را در نیروی انتظامی ساری و جاری کنیم که یکی از این منویات نیز مربوط به رسیدگی به معیشت کارکنان بوده و این موضوع در اولویت برنامه های ناجا قرار دارد و امیدواریم بتوانیم در سال های آتی شاهد تحول خوبی در این زمینه باشیم.
 
وی همچنین اظهار داشت: از دیگر تحولاتی که به زودی انجام خواهد شد تجهیز ناجا به سیستم های نوین الکترونیکی،اپتیک، دستگاه های فنی و مدرن و روز دنیا به منظور تسریع در انجام ماموریت ها و کشف دقیق و علمی جرایم است.
 
سردار اشتری تصریح کرد: امیدواریم با مجهز شدن به این سیستم ها از سال آینده شاهد روند رو به رشد کشف جرم و برخورد با مجرمان حرفه ای باشیم و بتوانیم از این طریق دین خود را به مردم کشور که حق بزرگی بر گردن ما دارند ادا کنیم.
 
فرمانده نیروی انتظامی همچنین در خصوص وضعیت امنیتی و ترافیکی مسیر های تردد زائران اربعین حسینی گفت: خدا را شاکریم با تدابیر و اقدامات خاصی که از سوی ستاد ویژه اربعین شکل گرفته تا به امروز هیچ گونه مشکل خاصی وجود نداشته و خیل عاشقان اباعبد الله در امنیت کامل از مسیرهای مشخص شده عبور می کنند و در این میان بخش عمده ای از نیروهای انتظامی نیز در مرزهای کشور مستقر شده و مشغول خدمت رسانی به زائران اباعبدالله هستند.
 
به گزارش پلیس، سردار اشتری با بیان اینکه محدودیتی برای حضور کارکنان نیروی انتظامی در همایش بزرگ اربعین حسینی وجود ندارد تاکید کرد: آن دسته از نیروهایی که آمادگی سفر به کربلا را به همراه خانواده هایشان داشته باشند می توانند با تسهیلات اولیه ای که ناجا برایشان در نظر گرفته به این سفر معنوی مشرف شوند.
 
انتهای پیام/

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:09 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

روزهای خوش ما با «عمو نوروز»

روزهای خوش ما با «عمو نوروز»


بار اول ساعت دوازده شب پیچ رادیو را باز کردیم. باباخانی خبرها را شنید و به همه مان گفت. ما بعد از مدتی طولانی از کشورمان با خبر شدیم. روزهای بعد باباخانی اخبار را گوش می داد و روی زرورق پاکت سیگار تند نویسی می کرد. خودکارمان جوهر تمام کرده بود و او با فشار نوک خودکار روی زرورق، طوری که فقط خودش می توانست بخواند، خبرها را نوشت.
روزهای خوش ما با «عمو نوروز»

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس،  ده روز از آمدن مان به طبقه بالا می گذشت که بچه ها طرح روزنامه دیواری را ریختند. مایه اش هم خودکار و کاغذی بود که از پایین همراه مان آورده بودیم، ولی این هم راضی مان نکرد. ما دنبال خبر بودیم. خبر از جنگ و کشورمان، ولی عراقی ها همه درها را به رومان بسته بودند. خودشان رادیو گوش می دادند و ما حسرت یک رادیو را به دل داشتیم.

 بعد ازصلاح و مشورت با بچه ها نقشۀ به دست آوردن رادیو را ریختیم. ما هر روز منبع آب را پر می کردیم و برای آوردن آب از اتاق نگهبان ها باید رد می شدیم.
«هوشنگ… هوشنگ…»
صدای نگهبان عراقی بود. پا شدم رفتم طرف در. از زیر سبیل تُنُکش گفت: « ماء…ماء…»
«باشد.»
پشتم را کردم به نگهبان و به بچه ها چشمک زدم: «بچه ها، بلند شوید برای آب!.»
چهار نفر بلند شدند. سطل های آب را از حیاط برداشتند. از راه اتاق نگهبانی باید بر می گشتند به آسایشگاه. رادیو روی میز برنامۀ عربی پخش می کرد. طبق معمول دو نفر سطل هاشان را آوردند بالا و دادند تحویل ما. آب را خالی کردیم تو منبع. سطل ها را که به گروه اول دادیم گفتم: «چهار دور دیگر داریم.»
نگهبان اتاق نگهبانی موقع آوردند آب، در رابط اتاق و سالن را باز و بسته می کرد و چهار چشمی مراقب بود. نگهبانی هم دم در بیرونی (که می خورد تو حیاط) پاس می داد. گروه اول رفتند پایین و دو نفر دوم با سطل های پر آمدند. رادیو هنوز عربی می خواند. گروه دوم آماده بود. نگهبان داشت در را باز می کرد که یکی از بچه ها زد به تخته پشت شیشه. نگهبان از لای در گردن کشید.
«آقا اینجا حمام آب گرم ندارید؟!»
بچه ها زدند زیر خنده. نگهبان نصف هیکلش را کشید تو و از لای در و به فارسی رو به من گفت: «شما چی گفتی، اینها خندید؟»
«من؟»
و قیافۀ تعجب زده گرفتم. و از اینکه چطور فارسی یاد گرفته با او مشغول صحبت شدم. از آن طرف، تو حیاط، یکی از بچه ها که مشغول پر کردن سطل آب بود نگهبان را صدا کرد. صدای ضعیفش را می شنیدم.
نگهبان نزدیک به در بیرونی به طرف صدا رفت و نگهبان در ورودی با من هنوز حرف می زد.
حالا دیگر وقتش بود. یکی از بچه های گروه که آب می برد، در یک لحظه رادیو را از روی میز برداشت. سریع ولوم را چرخاند و صدا بند آمد. رادیو را تو شلوارش جا داد و سطل را برداشت و آمد. بچه ها سطل ها را خالی کردند و یکی آمد جای او، که رادیو را برداشته بود. نگهبان در رابط را باز کرد و بچه ها رفتند آب بیاورند.
صدای نگهبان در حیاط هنوز می آمد. رادیو را گرفتیم پیچیدیمش تو پلاستیک، گذاشتیمش کنار کاسۀ توالت، جایی که از قبل شکسته بودیم و زیرش را کنده بودیم. هرکس سرش را گرم کاری کرد.
 
آوردن آب که تمام شد، رادیو مال ما بود. با خوشحالی پای همۀ عواقبش ایستاده بودیم و نمی خواستیم رادیو را از دست بدهیم. اولین چیزی که بعد از به دست آوردن رادیو نگرانش بودیم، گزارش نگهبان بود.
یکی دو روز گذشت و ما دست به رادیو نزدیم. نگهبان هم صداش را در نیاورد. بعدها فهمیدیم نگهبان هیچ وقت ماجرای گم شدن رادیو را تو گزارش نمی آورد، چون سرزنش و تنبیه، اول از همه دامن خودش را می گیرد.
قبل از این که برویم سراغ رادیو، براش مسؤول انتخاب کردیم. آقای باباخانی. خلبان هوانیروز (که پدرش رادیو سازی داشت و خودش هم تو تعمیر رادیو وارد بود) شد مسؤولش. او با میکروفن های مخفی که تو در و دیوارهای طبقه پایین کشف کرده بودیم، گوشی های جم و جوری درست کرده بود که با اتصال آن به رادیو، بدون ایجاد سر و صدا به رادیو گوش می داد.
 
بعد برای اینکه موقع صحبت با هم اسم رادیو را گذاشتیم «عمو نوروز» قرار شد بعد از گرفتن خبرها هیچ حرفی در باره شان نزنیم تا یک وقت رادیو لو نرود.
بار اول ساعت دوازده شب پیچ رادیو را باز کردیم. باباخانی خبرها را شنید و به همه مان گفت. ما بعد از مدتی طولانی از کشورمان با خبر شدیم. روزهای بعد باباخانی اخبار را گوش می داد و روی زرورق پاکت سیگار تند نویسی می کرد. خودکارمان جوهر تمام کرده بود و او با فشار نوک خودکار روی زرورق، طوری که فقط خودش می توانست بخواند، خبرها را نوشت.
 
نداشتن خودکار کار روزنامه را هم لنگ کرده بود. با خبرهای رادیو زندگی می کردیم. روحیه تازه ای گرفتیم. با اشتیاق شنیدن اخبار روز را به شب می رساندیم و شور و حال دیگری در بین همه ما ایجاد شده بود که وصف ناپذیر بود.
 
برای استفاده صحیح از رادیو قوانینی به اجرا گذاشتیم، که اول باباخانی به دلیل آشنایی با سیستم را دیو مسؤول آن باشد. دوم ایستگاهی غیر از صدای جمهوری اسلامی ایران را نباید بگیریم. سوم برای تقویت بیشتر روحیه مان، شبی یک نفر همراه باباخانی به قسمت هایی از اخبار یا مطالب دیگرش گوش می کرد که این خود آن قدر شادی بخش و لذت آفرین بود که گویی آزاد شده ایم.
 
«صدای یک هموطن به فارسی در کنج زندان، آن هم بعد از مدتها بی خبری. خدایا شکرت.»
البته زحمت های بی وقفه باباخانی قابل تقدیر و ستایش است. خیلی اتفاق افتاد که او ساعت ها بدون داشتند ابزار و لوازم برای تنظیم آن یا تعمیر آن وقت صرف می کرد و عرق می ریخت. ناگفته پیداست که همه آنهایی که از خبرها مطلع می شدند، از زحمت مداوم و تلاش پیگیر باباخانی متشکر بودند.
 
منبع: سایت آزادگان

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:08 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

نوشته جالب سنگ مزار یک شهید+عکس

نوشته جالب سنگ مزار یک شهید+عکس


قسمتی از وصیت نامه شهید "رضا نادری" در رابطه با ادامه دادن راه شهدا
نوشته جالب سنگ مزار یک شهید+عکس

به گزارش گروه فضای مجازی دفاع پرس، متن روی این سنگ قسمتی از وصیت شهید بزرگوار است که گویا برای نوشتن بر مزارش آماده شده بود:

ای برادر به کجا می‌روی، کمی درنگ کن! آیا با کمی گریه و خواندن یک فاتحه بر مزار من و امثال من، مسئولیتی را که با رفتن خود بر دوش تو گذاشته‌ایم فراموش خواهی کرد یا نه!؟ اما مسئولیت ادامه دادن راه ماست. ما نظاره می‌کنیم که تو چه خواهی کرد!!

 

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:06 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

پاسداشت چهارمین سالگرد شهید طهرانی مقدم و یارانش

پاسداشت چهارمین سالگرد شهید طهرانی مقدم و یارانش


چهارمین سالگرد شهادت سرلشکر پاسدار حاج‌حسن طهرانی‌مقدم و یاران شهیدش ۲۷ آبان‌ماه در مجموعه فرهنگی ـ ورزشی شهید احمد کاظمی برگزار می‌شود.
پاسداشت چهارمین سالگرد شهید طهرانی مقدم و یارانش

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، چهارمین سالروز شهادت پاسدار حاج حسن طهرانی مقدم و یاران شهیدش، با سخنرانی برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روز چهارشنبه مورخ 27 آبان ماه ساعت 18 به همت حوزه مقاومت بسیج 341 امام زین العابدین(ع) از ناحیه مقاومت ابوذر برگزار می‌شود.

لازم به ذکر است؛ این مراسم در مجموعه ورزشی شهید احمد کاظمی واقع در بزرگراه شهید احمد کاظمی، نعمت‌آباد، میدان ثارالله برپا خواهد شد.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 02:06 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

تئاتر مقاومت نامزدهای بخش عکاسی را معرفی کرد

تئاتر مقاومت نامزدهای بخش عکاسی را معرفی کرد


30 اثر از 30 عکاس به بخش نمایشگاهی پانزدهمین جشنواره تئاتر مقاومت راه پیدا کردند.
تئاتر مقاومت نامزدهای بخش عکاسی را معرفی کرد

به گزارش گروه فرهنگ وهنر دفاع پرس، 30 اثر از مجموع290 عکس ارسالی به دبیرخانه از30 عکاس، به بخش نمایشگاهی مسابقه عکس جشنواره سراسری تئاتر مقاومت راه پیدا کردند.
 

حمید جبلی، عباس کوثری و سیامک زمردی به عنوان داوران بخش عکس پانزدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت،چهارشنبه 20آبان ماه،30اثر را از میان 290عکس از 30عکاس انتخاب و این آثار را به بخش نمایشگاهی مسابقه جشنواره تئاتر مقاومت معرفی کردند.اسامی نامزدهای اخذ جایزه برتر متعاقبا اعلام خواهد شد.
 
آثار برگزیده از تاریخ دوم آذر ماه 1394 تا پایان جشنواره در قالب نمایشگاهی در معرض بازدید عموم علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
 
علاقه مندان جهت مطلع شدن‌ از برگزاری بخش های مختلف این جشنواره می توانند به آدرسwww.Resistancetheater.ir مراجعه کنند.
 
پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مقاومت به همت انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد فرهنگی روایت با دبیری حسین پارسایی در قالب اجرای عمومی آثار منتخب تهران و سایر شهرهای ایران از 31 شهریور تا هفتم آذر 1394 در حال برگزاری است.
 
 
انتهای پیام/

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 آبان 1394  ] [ 01:57 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

"از آسمان"؛ راوی تلخی و شیرینی‌های اسارت می‌شود

"از آسمان"؛ راوی تلخی و شیرینی‌های اسارت می‌شود


گروه تلویزیونی "از آسمان" در برنامه امروز خود خاطرات تلخ و شیرین آزاده‌های اردوگاه «عنبر» را به تصور خواهد کشید.

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، گروه تلویزیونی «از آسمان» در برنامۀ این هفتۀ خود بار دیگر پای صحبت آزاده‌های اسارتگاه «عنبر» خواهد نشست.

در قسمت نخست این روایت، بخشی از خاطره‌های تلخ و شیرین آزاده‌های اردوگاه عنبر به تصویر کشیده شد که با توجه به پیامک‌های رسیده به سامانه از آسمان، حاکی از استقبال مردم از این برنامه بود.

در قسمت دوم این روایت، عده دیگری از آزاده‌های این اردوگاه، شیرینی‌ و تلخی‌های اسارت خود را روایت خواهند کرد.

خاطرنشان می‌شود؛ این برنامه امروز 22 آبان ساعت 16:45 از شبکه دو سیما به روی آنتن می رود.

انتهای پیام/

 


ادامه مطلب
[ جمعه 22 آبان 1394  ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]