تا زنده هستید از خدا، اسلام و امام خمینی پشتیبانی کنید

تا زنده هستید از خدا، اسلام و امام خمینی پشتیبانی کنید

شهید امرعلی مرادی در قسمتی از وصیتنامه خود می نویسد: پدر جان و مادر جان، تا زنده هستید بعد از من از خدا و اسلام و امام خمینی پشتیبانی کنید.
کد خبر: ۲۴۱۷۷۰
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰ - 01June 2017
 
تا زنده هستید از خدا، اسلام و امام خمینی پشتیبانی کنیدبه گزارش خبرنگار دفاع پرس از البرز، توصیه شهدا در  وصیت‌نامه‌هایشان به پشتیبانی از ولایت فقیه و رهبری خواندنی است.
 
دانش‌آموز شهید «امرعلی مرادی» نیز مانند دیگر شهدا همه را به حمایت از حضرت امام خمینی (ره) دعوت کرده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی ست که جانها همه پروانه اوست

و اینک حسین تنها نیست؛ شهیدان زنده‌اند، الله اکبر، به خون غلتیده‌اند، الله اکبر

پدر بزرگ، مادر بزرگ، ای شهیدپروران تاریخ. ای مستضعفین که خدا از آن شماست. ای کسانی که خداوند شما را امتحان کرد و به درستی از امتحان پیروز بیرون آمدید و من در راه خدا رفتم و به شما مژده می‌دهم که اگر راه خدا را گم نکنید در قیامت روسفید خواهید بود. پدر جان و مادر جان، تا زنده هستید بعد از من از خدا و اسلام و امام خمینی پشتیبانی کنید. مبادا خدای ناخواسته بعد از مرگ من به کسی از جمهوری اسلامی توهین کنید و تا زنده هستید از امام خمینی دفاع کنید که در قیامت شفاعتتان کند. 

به مادرم، پدرم، برادرانم، اقوام و خویشانم پیام می‌فرستم که تا آخرین قطره خون‌تان از جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی دفاع کنید. حیف است به خدا چنین رهبری را تنها گذارید. اگر شماها از اسلام، قرآن و جهاد در راه خدا و مستضعفان دفاع نکنید در حضور رسول‌الله (ص) شرمنده خواهید بود.

عزیزانم، محل دفنم به اختیار شماست. هرجا که خواستید دفن کنید. در ضمن، ای کسانی که می‌خواهید برای من خیراتی دهید، مدیون هستید اگر به جز چایی خالی چیز دیگری بدهید، خرجی که می‌خواهید برای من بکنید در راه خدا به یتیمان مستضعف و به جنگ‌زدگان بدهید که شاید خدا از گناهان ما بگذرد.

ای مسلمانان، شما فکر نکنید که ما برای پول به جبهه می‌رویم، راه ما به سوی خداست و از شما تقاضا می‌کنم که خون‌تان را در راه خدا بدهید و از خدا بخواهید که در بستر مرگ نمیرید و به تمام دوستان و برادران پیام می‌دهم که امام را تنها نگذارند. والسلام

شهید امرعلی مرادی

تاریخ تولد: 1348/12/12

تاریخ شهادت: 1366/5/2

نوع عضویت: دانش‌آموز بسیجی

مزار: گلزار شهدای سرحدآباد کرج

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 خرداد 1396  ] [ 07:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

شعر کوتاه دختر برای مادر شهیدش

شعر کوتاه دختر برای مادر شهیدش

آسیه صادقیان دختر شهیده فاطمه ترکان در سالروز شهادت مادرش شعری سروده است.

کد خبر: ۲۴۱۷۴۶

تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۱ - 01June 2017

فاطمه ای دیگر از تبار فاطمیونبه گزارش خبرنگار دفاع پرس از یزد، خردادماه سالروز شهادت  بانویی است از تبار فاطمیون، فاطمه ترکان که در آتش کین دشمنان سوخت و خاکستر شد.

 

به یاد این بانوی شهیده دلنوشته کوتاه و شعری از آسیه صادقیاندختر این شهیده را در ادامه آورده‌ایم که با هم مرور می‌کنیم.

 

زمینیان نیز چند گروه شده بودند. گروهی سهل‌انگار و خوش‌خیال، گروهی هم از شیاطین پیروی کرده و به حریم امن کار و تلاش فاطمیون ناجوانمردانه حمله نموده و آنجا را با بمب و مواد آتش‌زا به آتش کشیدند.

 

تروریست‌های وهابی از مسجد ضرار مکّی بیرون آمده و جنایت و آدمکشی را به نماز خود پیوند زدند.

فرشتگان آسمان هم بال‌های خود را گشوده بودند تا فرشته‌ای زمینی که آسمانی شده بود و زمین هم برایش تنگ و تاریک شده بود را به سوی خود و به سوی آسمان ببرند. در کشاکش این جدال بین حق و باطل، خدمت و خیانت، ظلم و احسان، ولایت و دوستی اهل بیت (علیهم‌السلام) در مقابل ظالمین و ناپاکان، پیروی از ولایت، امامت و ضد ولایت فقیه، میهن دوستی و خدمت به خلق با مزدوران اجنبی و خائن به کشور؛ فاطمه‌ای دیگر به جرم پیروی از ولایت را به شهادت رساندند.

حضرت فاطمه (س) را به جرم دفاع از امامت به شهادت رساندند و این فاطمه را به جرم دفاع از ولایت. او را در مدینه از مسجد به منزل و ایشان را از مسجد به محل کار. آتش و آتش. بی‌دفاع و غریبانه و در اوج مظلومیت در آتش کین وهابیون به شهادت رسید و برگی دیگر به پرونده ظالمین تاریخ افزوده شد.

فرسوده‌ام ز داغ گلی پاک و بی مثال

گم گشته‌ام ، کجاست جنوب و کجا شمال؟

دیگر مرا نه، حافظه یاری نمی‌کند

دیگر نمی‌کشم نه، به روز و نه ماه و سال

رفته‌ست و من ز هجر رخش دست و پا زدم

روحم به آسمان دلش کرده ارتحال

سنگین، کمرشکن و چه تلخ است رفتنش

طاقت ندارد این دل کوچک و سبز و کال

ای کاش روشن ز نگهش می‌شد این دو چشم

ای کاش می‌گشود به من روزن از جمال

«مادر برای دیدن من خانه آمده

امشب دوباره آمده پیشم» و این خیال؛

از بیت‌های کهنه من رد نمی‌شود

تا لحظه‌ای که پر شود این جام از وصال

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 خرداد 1396  ] [ 07:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

پیکر شهید «سفیر حسین محمدی» در هشتگرد تشییع شد

پیکر شهید «سفیر حسین محمدی» در هشتگرد تشییع شد

پیکر مطهر مدافع حرم شهید «سفیر حسین محمدی» از شهدای فاطمیون در هشتگرد تشییع و در شهرک ینگی امام به خاک سپرده شد.
کد خبر: ۲۴۱۷۹۲
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۴ - 01June 2017
 
پیکر مطهر مدافع حرم شهید «سفیر حسین محمدی» تشییع شدبه گزارش دفاع پرس از البرز، پیکر مطهر مدافع حرم از تیپ فاطمیون شهید «سفیر حسین محمدی» پیش از ظهر امروز پنج‌شنبه یازدهم خرداد با حضور مسئولان شهرستان هشتگرد، خانواده‌های معظم شهدا، همرزمان و عموم مردم از هشتگرد به سمت شهرک ینگی امام تشییع و در خاک آرام گرفت.

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 خرداد 1396  ] [ 07:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

همراه دردهای مجروحان جنگی در «نیش فلزی»

همراه دردهای مجروحان جنگی در «نیش فلزی»

کد خبر: ۲۴۱۶۹۸

تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۹ - 01June 2017

همراه دردهای مجروحان جنگی در «نیش فلزی»به گزارش گروه فرهنگ و هنر دفاع پرس، مجموعه «همسفر خاطرات» سلسله کتاب‌های هستند که به شرح حضور تیم پزشکی در طول جنگ تحمیلی و شرح ایثار و رشادت‎‌های آنان است.

 

«نیش فلزی» چهارمین جلد از این مجموعه است که شامل حاطرات تیم‌های پزشکی دوران دفاع مقدس، «دکتر عین‌الهی»، «دکتر عمادزاده» و «دکتر حسینی تودشکی» است. 

 

 قسمتی از متن کتاب:

 

«بین همین مجروحانی که با وانت برایمان آوردند جوان هیجده، نوزده ساله‌ای بود که خودش از وانت پیاده شد. قد بلند و لاغر بود. ریش کوتاه حنایی رنگی داشت و به شدت رنگ پریده می‎‌نمود. او با پای خودش وارد اورژانس شد و به دیوار تکیه داد و بعد از چند لحظه زمین نشست. 

 

دلیل کمی تخت فقط فرصت شد بپرسم مشکلی دارد یا نه.

 

سر تا پای لباس پسر جوان نگاه کردم. اثری از خون روی لباسش نبود. اما به شدت خاک آلود بود. به سراغ دیگر مجروحین روی تخت‌ها رفتم. وقتی از حجم مجروحین کم شد سراغ پسر جوان رفتم. روی زمین از حال رفته بود.»

 

«نیش فلزی» به کوشش معاونت فرهنگی سازمان بسیج جامعه پزشکی در 136 صفحه مصور گردآوری و در 2500 جلد منتشر شده است.

 

انتهای کتاب/ 161 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 خرداد 1396  ] [ 07:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

یوسفت را که گرگ‌ها خوردند/ کاروانی نمی‌رسد از راه

یوسفت را که گرگ‌ها خوردند/ کاروانی نمی‌رسد از راه

یکی از شعرا در پی انفجار تروریستی کابل شعری سرود و با مردم افغانستان همدردی کرد.

کد خبر: ۲۴۱۸۰۸

تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۰ - 01June 2017

یوسفت را که گرگ‌ها خوردند/ کاروانی نمی‌رسد از راهبه گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، نغمه مستشار نظامی شاعر در پی انفجار تروریستی که صبح روز گذشته کابل در نزدیکی سفارت ایران در افغانستان رخ داد و بیش از 80 کشته و 350 زخمی داشته شعری سروده است.


دخترک خنده‌ای زد و چرخید
هیچ‌کس مثل من نمی‌رقصد!
پدرش اخم کرد: ساکت باش! 
در خیابان که زن نمی‌رقصد!

در خیابان که زن نمی‌خندد،
در خیابان که زن نمی‌چرخد!
در خیابان که زن به مقصودی 
غیر رسوا شدن نمی‌رقصد!

زن نباید بلند گریه کند،
زن نباید بلند کِل بکشد!
زن بجز در میان آتش و دود،
جز پس از سوختن نمی‌رقصد!

دخترک بغض کهنه‌اش را خورد،
یازده ساله ماده آهویی
که دگر در میان دشت و دمن،
در هوای ختن نمی‌رقصد!

چشم‌های پدر نمی‌دیدند،
کودکِ پشت پلک‌هایش را
شهر سیمان و آهن است و در آن 
عطر آن پیرهن نمی‌رقصد!

یوسفت را که گرگ‌ها خوردند،
کاروانی نمی‌رسد از راه
دل به اعجاز بسته‌ای؟! بس نیست؟ 
گوش کن: اهرمن نمی‌رقصد؟

در خیابان شهرتان امروز
دخترانِ قشنگ می‌رقصند
جز تو اما کسی چنین زیبا 
در میان کفن نمی‌رقصد!

 

منبع: فارس 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 خرداد 1396  ] [ 07:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

ناگفته‌های جنگ در خرمشهر؛ از جنگ شهری تا عمليات تروريستی

ناگفته‌های جنگ در خرمشهر؛ از جنگ شهری تا عمليات تروريستی

خرمشهر از آغاز پیروزی انقلاب شاهد حضور عناصر خلق عرب و فتنه‌انگیزی آنان بود. فتنه خلق عرب که از جنگ در داخل شهر به عملیات تروریستی کشیده شد و دامنه خود را به شروع رسمی جنگ تحمیلی در 31 شهریورماه 1359 پیوند داد.

کد خبر: ۲۴۱۸۱۰

تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۵۱ - 01June 2017

ناگفته‌های جنگ در خرمشهر؛ از جنگ شهری تا عمليات تروريستیبه گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، با مرور رویدادهایتاریخ دفاع مقدس ملت ایران، به مقاطعی برمی خوریم که معلومنیست به چه دلایلی مهجور مانده اند و کمتر یادی از آنهامی‌شود.

 

نادیده گرفتن همین بخش‌هاست که باعث شده، دو سال از عمر دفاع مقدس کم کنیم و آن را محدود به دوران هشت ساله جنگتحمیلی با عراق بعثی بدانیم. یکی از همین وقایع مربوط به فتنه خلق عرب در خوزستان و به ویژه خرمشهر می‌شود.

 

این شهر که از بدو پیروزی انقلاب دستخوش حوادث گوناگونی بود، عاقبت یازدهم خردادماه 1358 به شکل علنی درگیرفتنه‌ای جدایی طلبانه شد که عده‌ای از مردم بومی و فریب خورده منطقه به آن دامن می‌زدند. در سالروز وقایع خونینخرمشهر از اوضاع و احوال این شهر در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران را در گفت‌وگو با چند نفر از رزمندگان خرمشهریپیشرو دارید.
 

یازدهم خردادماه

 

امروز یازدهم خردادماه 1358 اوضاع و احوال خرمشهر به هم ریخته است. این شهر که از آغاز پیروزی انقلاب دوباره شاهد حضور عناصر «خلق عرب» بود، دچار آتشی زیر خاکستر شد که رفته رفته خود را نمایان می‌ساخت. آتشی که بارقه‌های آن در روز یازدهم خردادماه با حملات پراکنده به مراکز دولتی، پادگان دژ، آتش زدن انبار بزرگ خرما در خسروآباد و... خود را نشان داد. درگیری‌هایی که توسط خلق عرب آغاز شد و با ورود سپاه پاسداران موقتاً خاتمه یافت. این درگیری‌ها در یازدهمخردادماه دو کشته و 12 مجروح در پی داشت.

 

فتنه خلق عرب اما تنها مربوط به مقطع زمانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نبود، آنطور که عبدالوهاب خاطری زاده از پاسداران خرمشهری می‌گوید، خلق عرب ریشه در گذشته‌های نه چندان دور داشت: «خلق عربی‌ها ظهورشان به سال 42می‌رسید. همان زمان هم از طرف رژیم شاه مورد تعقیب قرار گرفتند که عده‌ای زندانی و برخی متواری شدند. بعد ازشلوغی‌های انقلاب دوباره سر و کله‌شان پیدا شد و بحث تجزیه خوزستان را دنبال کردند. ما پاسدارهای خرمشهری هم دوشادوش پاسدارهایی که از تهران یا دیگر نقاط کشور به شهر آمده بودند با آنها مقابله می‌کردیم.»


هرچند خلق عرب ریشه‌ای بومی داشت، اما به قول خاطری زاده بسیاری از مردم عرب زبان خرمشهری پشتیبان انقلاب بودند و در برابر فریب خوردگان خلق عرب ایستادگی می‌کردند: «نام گروهک خلق عرب نباید این تصور را ایجاد کند که همهعرب‌های خوزستانی یا خرمشهری دنبال تجزیه طلبی بودند، بلکه خیلی از مردم عرب زبان به عنوان یک مسلمان از انقلاباسلامی دفاع می‌کردند.»


تنش در شهر


یکی از اولین اصطکاک‌هایی که در خرمشهر روی داد، به موضوع تأسیس کمیته‌ها در این شهر برمی گشت. جوانانخرمشهری سعی داشتند مانند سایر جوانان ایرانی اقدام به تأسیس کمیته‌های انقلاب اسلامی کنند که شیخ شبیر خاقانیبا این مسئله مخالفت می‌کند. وی که از روحانیون سرشناس خوزستانی بود، تحت تأثیر اندیشه‌های نیروی خلق عرب قرارمی‌گیرد و ضمن مخالفت با ایجاد کمیته‌های انقلاب اسلامی خود اقدام به تأسیس کمیته خلق عرب می‌کند. 

 

در همین خصوص یکی از رزمندگان خرمشهری می‌گوید: «ابتدا ما هم مثل خیلی از شهرهای دیگر کمیته انقلاب اسلامیتشکیل دادیم، اما آیت‌الله شیخ شبیر خاقانی که تحت تأثیر شیوخ مرتجع قرار گرفته بود، با آن مخالفت کرد و خودشان کمیتهخلق عرب و کمیته فرهنگی خلق عرب را تشکیل دادند. ما انقلابی‌ها هم در مقابل آنها کانون فرهنگی - نظامی مسلمانان خرمشهر را تشکیل دادیم.»


دسته‌بندی‌ها که به اوج خود می‌رسد، سفر نخست وزیر دولت موقت، مهندس بازرگان به منطقه نیز بی‌نتیجه می‌ماند و رفتهرفته تضادهایی که ابتدا خود را در دسته بندی‌های مختلف نشان می‌داد، به شکل درگیری‌های پراکنده نظامی بروز می‌یابد.شمشیرها از رو بسته می‌شود و تعدادی از پاسدارهای تهرانی رهسپار خرمشهر می‌شوند. شهید جعفر جنگروی ازسرشناس‌ترین این نیروهاست که کمی بعد سپاه خرمشهر را با جانشینی شهید محمد جهان آرا تشکیل می‌دهد. خلق عرب تاب و تحمل ورود پاسدارها را ندارد و شهر را به آشوب می‌کشد.
 

سیاست مظلوم نمایی


با شروع درگیری‌های شهری که حتی منتهی به سنگربندی کوچه به کوچه و خیابان به خیابان می‌شود، تا مدتی اوضاع شهر از حالت عادی خارج می‌شود، اما با همراهی مردم و خصوصاً جوانان انقلابی خرمشهر با پاسدارها، به سرعت ضعف در جبهه خلق عرب نمایان می‌شود. از اینجاست که آنها سیاست مظلوم نمایی را در پیش می‌گیرند و اقدام به برپاییراهپیمایی‌ها و تحصن‌های مختلف می‌کنند.


شیخ شبیر خاقانی نیز سپاه را متهم می‌کند که به سوی مردم تظاهرکننده تیراندازی کرده است و این کارشان عواقب بدیخواهد داشت. در چنین حال و هوایی خبرگزاری فرانسه اعلام می‌کند که تعدادی از اعضای جامعه عرب از شیخ خواسته‌اند اعلام جهاد کند! شیخ شبیر با رد این درخواست به نیروهای خلق عرب توصیه می‌کند در صورت ادامه تحریکات از خود دفاعکنند.

 

با ایستادگی پاسدارها و مردم شهر، درگیری‌های شهری که چون شعله‌ای اوج خود را در خردادماه 58 سپری کرده، اندکیفروکش می‌کند. عناصر خلق عرب رفته‌رفته از مواضع خود عقب می‌نشینند و مجبور به ترک شهر می‌شوند. از این زمان به بعد آنها سعی می‌کنند با عملیات تروریستی حرف خود را پیش ببرند. خاطری‌زاده از رزمندگان بومی خرمشهری می‌گوید: «آنها دیگر علنی در شهر جولان نمی‌دادند. در عوض دست به بمب‌گذاری و عملیات تروریسی می‌زدند. مثلاً در بازار شهر بمبکار می‌گذاشتند یا یک بار به داخل مسجد جامع نارنجک پرتاب کردند.»
 

درگیری‌های مرزی


عملیات تروریستی باعث ایجاد التهاب در خرمشهر می‌شود، لذا تعدادی از رزمندگان این شهر به فکر بستن مرزها به عنوانمحل تردد عناصر خلق عرب و ورود سلاح به داخل کشور می‌افتند، اما مسدود کردن مرز، خود باعث ایجاد درگیری در منطقه شلمچه می‌شود.

 

در این درگیری‌ها چند تن از پاسداران خرمشهری به شهادت می‌رسند. یکی از رزمندگان بومی تعریف می‌کند: «به دستورشهید جهان آرا قرار شد شب‌ها در سراسر مرز نیروی کمین بگذاریم و مرز را کاملاً کنترل کنیم. این کار باعث درگیری‌هایمرزی شد. چنانچه دشمن مناطق مرزی را با خمپاره و توپ می‌کوبید. در همین درگیری‌ها دو پاسدار به نام‌های موسیبختور و عباس فراهانی اسدی به شهادت رسیدند. البته ما هم از دشمن خیلی بیشتر تلفات گرفتیم و ضرب شست خوبیبه آنها نشان دادیم.»


رزمندگان خرمشهر حتی برای اینکه راه عبور سلاح‌ها به خرمشهر را مسدود کنند، یکی از نیروهای زبده خود به نام شهیدحیدر حیدری را که تبحر در ساخت مواد منفجره داشت رهسپار خاک عراق می‌کنند تا پلی را که از طریق آن سلاح به داخلایران منتقل می‌شد، منهدم سازد. شهید حیدری به خوبی از عهده مأموریتش برمی‌آید اما وی کمی بعد در سایر مراحلدرگیری‌های مرزی به شهادت می‌رسد.
 

آغاز جنگ تحمیلی

 

درگیری‌های مرزی که ابتدا میان عناصر خلق عرب و رزمندگان خرمشهری صورت می‌گرفت، خیلی زود با دخالت مستقیمنیروهای بعثی سر و شکلی جدی‌تر به خود گرفت. بعثی‌ها که سلاح‌های مورد نیاز خلق عرب را تأمین می‌کردند، وقتی با برخورد جدی رزمندگان با عناصر این گروهک مواجه شدند، مستقیماً وارد عمل شده و سراسر نوار مرزی منتهی به خرمشهر را با خمپاره و توپخانه مورد حمله قرار دادند، اما هر بار با مقاومت نیروهای انقلابی مواجه شدند.


فتنه خلق عرب که از جنگ در داخل شهر به عملیات تروریستی و نهایتاً ضد و خورد در مرزها رانده شده بود، چون اغتشاشات کردستانات بلا انقطاع دامنه خود را به شروع رسمی جنگ تحمیلی در 31 شهریور و ماه 1359 پیوند داد. از همینجاست که خرمشهری‌ها مثل مردم کردستان، شروع جنگ در خطه خود را پیش از شروع رسمی جنگ تحمیلی می‌دانند.بررسی رویدادهایی چون جنگ داخلی در خوزستان، گنبد، سیستان و کردستانات می‌تواند به درک بهتری از دفاع 10 ساله ملت ایران منتهی شود.

منبع: روزنامه جوان 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 خرداد 1396  ] [ 07:34 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

تجدید میثاق اهوازی‌ها با شهدای گمنام

تجدید میثاق اهوازی‌ها با شهدای گمنام

مراسم گرامی‌داشت شهدای گمنام جمعه 12 خردادماه در گلزار شهدای اهواز برگزار می‌شود.

کد خبر: ۲۴۰۹۳۴

تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۰:۳۰ - 31May 2017

تجدید میثاق اهوازی‌ها با شهدای گمنام

به گزارش دفاع پرس از خوزستان، مراسم بزرگداشت شهدای گمنام شامگاه جمعه 122 خردادماه بعد از نماز مغرب و عشا در گلزار شهدای اهواز برگزار می‌شود.

این مراسم نورانی با حضور خانواده‌های معزز شهدا، جانبازان و ایثارگران و عموم مردم همراه با مدیحه‌سرایی ذاکرین اهل بیت (ع) برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/ 151


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 خرداد 1396  ] [ 03:32 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

تجدید میثاق مازندرانی‌ها با شهدای مدافع حرم

تجدید میثاق مازندرانی‌ها با شهدای مدافع حرم

مراسم گرامی‌داشت شهدای مدافع حرم، شامگاه جمعه 12 خردادماه در شهرستان «بابلسر» برگزار می‌شود.

کد خبر: ۲۴۱۰۷۲

تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۳:۳۰ - 31May 2017

تجدید میثاق مازندرانی‌ها با شهدای مدافع حرم

به گزارش دفاع پرس از مازندران، مراسم بزرگداشت شهدای مدافع حرم شامگاه جمعه 12 خردادماه، از ساعت 211 در حسنیه شهرستان «بابلسر» برگزار می‌شود.

این مراسم با حضور خانواده‌های معظم شهدای مدافع حرم، جانبازان و ایثارگران و عموم مردم همراه با سخنرانی حجت‌الاسلام «ابوالفضل نورانی» و مدیحه‌سرایی ذاکر اهل بیت (ع) «محسن آقاجانی» برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/ 151


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 خرداد 1396  ] [ 03:31 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

اگر ما به جبهه نرویم، چه کسانی باید از ایران دفاع کنند

اگر ما به جبهه نرویم، چه کسانی باید از ایران دفاع کنند

شهید «غریب‌علی پاشی» در بخشی از وصیت‌نامه خود می‌نویسد: اگر ما به جبهه نرویم، پس چه کسانی باید از ایران دفاع کنند. اگر من به فیض شهادت رسیدم، مشیت و خواست خداوند بوده و نباید برای من گریه و زاری کنند بلکه باید فرزندانم و همسرم به شهادت من افتخار کنند.

کد خبر: ۲۴۱۴۶۹

تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۵:۰۵ - 31May 2017

اگر ما به جبهه نرویم، چه کسانی باید از ایران دفاع کنندبه گزارش دفاع پرس از یاسوج، شهید «غریب‌علی پاشی» سال 13300 در روستای «کُردلاغری» از توابع شهرستان «بویراحمد» به دنیا آمد. به دلیل مشکلات زندگی و اوضاع نابسامان آن روزگار، نتوانست به تحصیلات خود ادامه دهد. وقتی زنگ جنگ به صدا در آمد، با عزمی راسخ و از طریق ژاندارمری سابق، عازم مناطق عملیاتی شد تا همپای دیگر همرزمان خود از تمامیت ارضی ایران سربلند دفاع نماید.

سرانجام همای سعادت بر شانه‌هایش نشست و این رزم‌آور دلیر و مقاوم در سال 1359 و در منطقه‌ عملیاتی آبادان، با کوله‌باری از اخلاص و افتخار به جرگه‌ شهیدان گلگون‌کفن پیوست و کبوتر روحش در آسمان‌ عشق و ایثار به پرواز درآمد.

بخشی از وصیت‌نامه‌ شهید «غریب‌علی پاشی»

اگر ما به جبهه نرویم، پس چه کسانی باید از ایران دفاع کنند. اگر من به فیض شهادت رسیدم، مشیت و خواست خداوند بوده و نباید برای من گریه و زاری کنند، بلکه باید فرزندانم و همسرم به شهادت من افتخار کنند. از همسرم تقاضا دارم که در غیاب و نبود من، از فرزندانم مواظبت نموده و نگذارید که راه کج بروند و همیشه آن‌ها را در مسیر صحیح راهنمایی کنید.

بیوگرافی شهید

نام و نام خانوادگی: غریب‌علی پاشی

محل تولد: کُردلاغری

نام پدر: حیدر

تاریخ تولد: 1330

تاریخ شهادت: 1359

محل شهادت: آبادان

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 خرداد 1396  ] [ 03:31 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

روزشمار دفاع مقدس (10 خرداد)

روزشمار دفاع مقدس (10 خرداد)

10 خرداد 1396 خورشیدی برابر با 5 رمضان 1438 هجری و 31 می 2017 میلادی

کد خبر: ۲۳۹۶۸۸

تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۴ - 31May 2017

روزشمار دفاع مقدس (10 خرداد)

رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی (10 خرداد)

• شهادت شهید سید موسی پریشی ( 1360 ه.ش)

• رحلت آیت الله «حاج شیخ عزیزالله خسروی زنجانی» (1374 ه.ش)

• ثبت برج شیشه‌ و عمارت ارگ قدیم اراک در فهرست آثار ملی ایران

• روز جهانی بدون دخانیات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 خرداد 1396  ] [ 03:31 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]