تصاویر/ تشییع پیکر پاسدار شهید محمدتقی بهرام مصیری

تصاویر/ تشییع پیکر پاسدار شهید محمدتقی بهرام مصیری

مراسم تشییع پیکر پاسدار شهید «محمدتقی بهرام مصیری» در ذیل به تصویر کشیده شده است. این شهید یکم دی ۱۳۳۱ در بروجرد چشم به جهان گشود. وی به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و سرانجام در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۵۹ در اهواز، جاده خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

کد خبر: ۲۸۱۸۰۴

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۳ - 04March 2018

تشییع پیکر پاسدار شهید محمد تقی بهرام مصیری

تشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریتشییع پیکر شهید محمد تقی بهرام مصیریمزار شهید محمد تقی بهرام مصیری


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:36 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

روایتی صادقانه از بسیجی‌های شجاع امام

روایتی صادقانه از بسیجی‌های شجاع امام

کتاب «سرباز کوچک امام» نوشته فاطمه دوست‌کامی روایتی صادقانه از بسیجی‌های امام خمینی (ره) است.

کد خبر: ۲۸۱۸۳۱

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۴ - 04March 2018

روایتی صادقانه از بسیجی‌های شجاع امامبه گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «سرباز کوچک امام»، بار دیگر نام این اثر ماندگار در ادبیات دفاع مقدس را بر سر زبان‌ها انداخت تا ارزش ادبی کتاب بیش از پیش عیان و مشخص شود. به بیان منتقدان، این کتاب به لحاظ حجم و محتوا جامع‌ترین کتاب خاطره‌نگاری در عرصه اسارت و فرهنگ ایثار و مقاومت به شمار می‌رود. فاطمه دوست‌کامی که مصاحبه‌کننده و نویسنده «سرباز کوچک امام» است، این کتاب را طی چهار سال با نگاهی به زندگی این بزرگمرد و با حمایت مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان نوشته است.

 کتابی که باید قدر دانسته شود

مهدی طحانیان در روزگار اسارت و آزادگی به خاطر کم سن و سال بودن یکی از نفرات مورد توجه سران بعثی بود و همین موضوع ماجراهای تلخ و شیرینی را برایش به همراه داشت. طحانیان کتاب «سرباز کوچک امام» را در یک دیدار به رهبر انقلاب می‌رساند و پس از مدت کوتاهی با تقریظ ایشان بر کتاب مواجه می‌شود؛ امری که تعجب و شگفتی این آزاده دفاع مقدس را به همراه داشت.

رهبر انقلاب در متن تقریظشان نوشته‌اند: «سرگذشت این نوجوان شجاع و باهوش و صبور در اردوگاه‌های اسارت، یکی از شگفتی‌های دفاع مقدّس است؛ ماجراهای پسربچه‌ 13-14 ساله‌ای که نخست میدان جنگ و سپس میدان مقاومت در برابر مأموران درنده‌خوی بعثی را با رفتار و روحیه‌ای اعجاب‌‌‌انگیز، آزموده و از هر دو سربلند بیرون آمده است. دل بر مظلومیت او می‌سوزد ولی از قدرت و تحمل و صبر او پرمی‌کشد؛ این نیز بخشی از معجزه‌ بزرگ انقلاب اسلامی است.

در این کتاب، نشانه‌های خباثت و لئامت مأموران بعثی آشکارتر از کتاب‌های مشابهی است که خوانده‌ام. به‌ هر حال این یک سند باارزش از دفاع مقدّس و انقلاب است؛ باید قدر دانسته شود. خوب است سست‌پیمان‌های مغلوب‌دنیاشده، نگاهی به امثال این نوشته‌ صادقانه و معصومانه بیندازند، شاید رحمت خدا شامل آنان شود.»

ایشان «سرباز کوچک امام» را یک سند با ارزش از دفاع مقدس و انقلاب دانسته‌ و تأکید کرده‌اند که باید قدر چنین آثاری را دانست. این تأکیدات رهبری ارزش بالای خاطرات رزمندگان و لزوم به رشته تحریر درآوردن این خاطرات را نشان می‌دهد. مهدی طحانیان، راوی کتاب «سرباز کوچک امام»، درباره تقریظ مقام معظم رهبری بر این کتاب می‌گوید:«رونمایی از تقریظ ایشان بر این کتاب برایمان غافلگیرکننده و مسرت‌بخش بود.

آن لحظه که این هدیه ارزشمند را باز کردم، سند افتخار را مقابل چشمانم دیدم. نمی‌توانم احساس خودم را در آن لحظه توصیف کنم، ایشان با عباراتی که به‌کار بردند، سنگ‌تمام گذاشتند و برایم باعث افتخار بود. اگر سند مالکیت تمام دنیا را در اختیارم قرار می‌دادند، اینقدر خوشحال نمی‌شدم. این تقریظ را نمی‌توانم با هیچ چیز دیگری در دنیا عوض کنم زیرا برایم بسیار ارزشمند است.»

«سرباز کوچک امام» درباره چیست؟

این کتاب حجیم و 760 صفحه‌ای خاطرات خواندنی اسیر کوچک اما پرآوازه و فهیمی را دربرمی‌گیرد که در روزهای جنگ و اسارت خود را نماینده‌ای از ایران و انقلاب نوپای اسلامی می‌داند. نوجوان 13 ساله و دانش‌آموز اول راهنمایی مهم‌ترین تصمیم زندگی‌اش را در همان سن کم می‌گیرد و راهی جبهه‌های نبرد می‌شود و برای اولین بار در عملیات فتح‌المبین شرکت می‌کند و در مرحله سوم عملیات بیت‌المقدس به اسارت درمی‌آید. نقطه اوج اتفاق‌های اسارت به ماجرای امتناع طحانیان از مصاحبه با «نصیرا شارما» خبرنگار هندی بدون‌حجاب برمی‌گردد. جایی که طحانیان درخواست خبرنگار هندی را به خاطر نداشتن حجاب رد می‌کند.

«سرباز کوچک امام» ماحصل 163 جلسه مصاحبه خانم دوست‌کامی با آقای طحانیان است که نشانی از دقت، وسواس و حساسیت راوی و نویسنده برای خروجی بهتر اثر است. نگارش کتاب چهار سال به طول انجامید و به قول نویسنده کتاب، حساسیت‌ها و دغدغه‌های آقای طحانیان ذره ذره به جان اثر ریخته می‌شد.

اردستان، محله کوشک به تاریخ 1346 در شب میلاد امام زمان (عج)، مهدی طحانیان متولد می‌شود. روزگار کودکی با شیطنت‌ها و کارهایش خیلی زود برای مهدی رنگ دیگری می‌گیرد. آغاز اعتراضات مردمی و راهپیمایی‌ها، طحانیان را همراه شور و حال انقلابی می‌کند.

جنگ هم خیلی زود از راه می‌رسد. مهدی و هم‌نسلانش روزهای نوجوانی‌شان را در انقلاب، جنگ و مبارزه می‌دیدند. آنها سقوط رژیم پهلوی را با چشمانشان دیده بودند و حالا از رادیو و تلویزیون سقوط خرمشهر را می‌شنیدند. آنها می‌خواستند در این شرایط سخت که کشور به وجودشان نیاز دارد، کاری کنند و رفتن به جبهه بهترین و مفیدترین کار بود. رفت و آمد و دوستی با پاسداران از مهدی آدم جدیدی می‌سازد. او از شیطنت‌های دوران کودکی و نوجوانی‌اش دور می‌شد و هرجا که می‌نشیند از انقلاب و جنگ صحبت می‌کند.

پیشامدی اتفاقی به نام اسارت

سال 1361 و عملیات آزادسازی خرمشهر مهدی را در جبهه‌هایش می‌بیند. بودن در کنار رزمندگان، سختی‌های حضور در منطقه و شهادت رفقا تجربیات گرانبهایی را به همسن و سال‌های طحانیان داده بود. لحظات نبرد با بعثی‌ها در جاده اهواز-خرمشهر و شهادت نیروهایی که محاسن‌شان با خون‌شان خضاب می‌شنود صحنه‌های ناراحت‌کننده‌ای را پیش‌ روی رزمنده نوجوان می‌گذارد. آنجا برای اولین بار واژه اسارت را از دهان یکی از رزمندگان می‌شوند:«مهدی... فرار کن... اینجا نمون... تا می‌تونی... از اینجا دور شو... اگه بمونی اینجا ... چون سن و سالت کمه ... اگه اسیر شی... ازت استفاده تبلیغاتی می‌کنن ... نمون اینجا پسر.» تکان خوردم. اسارت؟ تنها چیزی که تا آن لحظه ذره‌ای فکرش را نکرده بودم اسارت بود. حتی وقتی که از مهلکه فرار می‌کردم هم فکر اسارت نبودم. از حرفش تنم لرزید.» (ص192)

در همین لحظات سخت و نفسگیر و زیر آتش‌باران گلوله و موشک‌های دشمن، طحانیان به ناگاه خود را میان 50،60 عراقی می‌بیند:«‌همگی سیاه چهره و چهارشانه بودند. بعضی‌ها پیراهن پلنگی و بعضی‌ها لباس ساده سبز حنایی پوشیده بودند.»(ص201)

اسارت رزمنده نوجوان اردستانی از همین جا شروع می‌شود. او وارد یک وادی ناشناخته شده بود و نمی‌دانست سرنوشت چه خوابی برایش دیده است.

استفاده تبلیغاتی بعثی‌ها از همان اولین روزهای اسارت، باعث رنجش و آزار آزاده نوجوان ایرانی شد. یک بار برای یک گفت‌وگوی رادیویی طحانیان را آماده کردند و از او خواستند که بگوید شش ساله است و پاسداران خمینی او را از مهدکودک برداشته‌ و به جبهه برده‌اند. مهدی زیر بار این حرف‌ها نمی‌رود. از عراقی‌ها اصرار و از آزاده نوجوان ایرانی انکار.

بی‌آبی و بی‌غذایی همه اسرا را ضعیف و بی‌رمق کرده بود، دیگر چه برسد به مهدی که جثه‌اش از بقیه کوچک‌تر بود. پس از مدتی روزنامه‌های عراقی عکس طحانیان را منتشر می‌کنند تا دوباره تبلیغات منفی‌شان علیه ایران را نشان دهند.

شروع یک سبک زندگی جدید

زندگی در اسارت برای آزادگان فرمول‌های مخصوص به خودش را دارد. شروع یک سبک زندگی جدید، بدون در خود فرو رفتن و مغلوب شدن کرخته اوج هنر آزادگان در دوران سخت اسارت بود. آنها نه افسرده شدند، نه خود را باختند، بلکه با همفکری و روحیه ایثاری که از جبهه‌ها به همراه داشتند، یک زندگی پر از امید و معنویت را رقم زدند. دلتنگی‌های غروب، جایش را به خواندن دسته‌جمعی ادعیه داد. مهدی طحانیان هم از این جمع جدا نبود و خواندن نهج‌البلاغه و قرآن به یکی از برنامه‌های جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش در اسارت تبدیل شد.

شکنجه‌های روحی و روانی و جسمی و نبود نظافت و امکانات بهداشتی شرایط سختی را برای آزادگان رقم ‌زده بود ولی آنها اهمیتی نمی‌دادند و سخت‌ترین وضعیت را تحمل می‌کردند. آهنگ‌ها و ترانه‌های لس‌آنجلسی در اردوگاه پخش می‌کردند و به دنبال خراب کردن اعصاب آزادگان و ایجاد تفرقه بودند.

بسیجی‌های شجاع امام خمینی (ره)

نقطه عطف کتاب و اسارت طحانیان، مربوط به لحظه دیدار و برخورد جمعی از آزادگان با خبرنگار بدون حجاب هندی است. ماجرایی که نام طحانیان را بر سر زبان‌ها انداخت و تصویر یک قهرمان محکم و بااراده از او را به سراسر کشور مخابره کرد.  اما پیش از آمدن این خبرنگار هندی، طحانیان به خاطر کوچک بودنش چند بار دیگر با خبرنگاران برخورد می‌کند. یک بار یک خبرنگار زن از یک شبکه رادیویی به اردوگاه می‌آید و با دیدن طحانیان شگفت‌زده می‌شود و هنگامی که قصد دارد او را نوازش کند، نوجوان آزاده ایرانی دستش را پس می‌زند. خبرنگار که می‌رود، آزاده ایرانی به خاطر کارش کتک می‌خورد تا بلکه درس عبرتی برای دیدارهای بعدی‌اش باشد؛ کتکی که کاملاً بی‌فایده بود.

ماجرای برخورد با خبرنگار هندی هم جذابیت‌های خودش را دارد. زمانی که خبرنگار اسم مهدی را از او می‌پرسد، پس از سکوتی طولانی به او می‌گوید که چون شما حجاب نداری، من باهات حرفی ندارم. خبرنگار در جواب پاسخ می‌دهد که من خواهر تو هستم و طحانیان هم بلافاصله می‌گوید:« اگه خواهر منی، پس چرا بی‌حجابی؟»

خبرنگار دوباره بیان می‌کند: اگر حجابم را رعایت کنم تو با من صحبت می‌کنی؟ که با پاسخ مثبت طحانیان روبه‌رو می‌شود اما مهدی سنش را به اشتباه 16 سال می‌گوید. حرف‌های خبرنگار مبنی بر بشردوستی صدام خون مهدی را به جوش می‌آورد و جواب دندان‌شکنی به خبرنگار می‌دهد. خبرنگار زن هندی می‌گوید که من این فیلم را به ایران می‌رسانم و به آقای خمینی می‌گویم چه بسیجی‌های شجاعی دارد.

یک دایره‌المعارف دوران آزادگی

«سرباز کوچک امام» در ادامه شرحی بر دیگر اتفاقات اسارت و ماجراهای بازگشت به وطن دارد. آنچه این کتاب را امروز به یک سند ارزشمند از دوران دفاع مقدس تبدیل کرده، بیان دقیق و جزئی‌نگر راوی است. به طوری که خواننده به خوبی با حوادث آن روزگار همذات‌پنداری می‌کند و خود را به خوبی در موقعیت نوجوان آزاده قرار می‌دهد. می‌توان این کتاب را یک دایره‌المعارف دوران آزادگی دانست و از لحظه لحظه زندگی آزادگان مطلع شد.

روایت روان و صادقانه کتاب مخاطب را پابند خودش می‌کند و مثل یک سفر دور و دراز او را راهی اردوگاه‌های بعثی می‌کند. گاه با خوشی‌های مهدی شاد می‌شویم و گاه با ناخوشی‌هایش دلمان می‌گیرد. کتاب شاید به لحاظ حجم قطور باشد ولی روانی و خوش‌خوان بودن کتاب، از جذابیت‌های کتاب است و سبب می‌شود خواننده با شخصیت کتاب همراه شود و تا پایان او را دنبال کند.

«سرباز کوچک امام» با تقریظ رهبر دوباره به صدر اخبار بازگشت و این فرصت مغتنمی است تا دوباره این کتاب به مردم معرفی شود. کتابی که در صورت معرفی و تبلیغات درست، می‌تواند بیش از گذشته خود را در دل مردم جا کند.

منبع: روزنامه جوان


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:36 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

لزوم استخراج آمار جامع شهدا و رزمندگان اردبیلی به تفکیک یگان و عملیات

لزوم استخراج آمار جامع شهدا و رزمندگان اردبیلی به تفکیک یگان و عملیات

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان اردبیل گفت: جهت بهره‌مندی کامل از ظرفیت جامعه ایثارگران، رزمندگان و پیشکسوتان دفاع مقدس اردبیل لازم است آمار جامع رزمندگان این استان به تفکیک یگان‌ها و عملیات‌ها استخراج شود.

کد خبر: ۲۸۱۸۳۴

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۳ - 04March 2018

لزوم استخراج آمار جامع شهدا و رزمندگان استان اردبیل به تفکیک یگان و عملیاتبه گزارش خبرنگار دفاع پرس از اردبیل، جلسه ساماندهی آمار و اطلاعات شهدا و رزمندگان استان اردبیل امروز با حضور نمایندگان سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، مرزبانی، ارتش، بنیاد شهید و جهاد کشاورزی استان در اداره‌کل حفظ آثار دفاع مقدس استان اردبیل برگزار شد.

«علی واحد» مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان اردبیل در این جلسه با بیان اینکه برای بهره‌مندی از ظرفیت بالای فرهنگی و عقیدتی رزمندگان و ایثارگران دفاع مقدس استان باید آمارهای دقیق از موارد مذکور در دست باشد، بر لزوم استخراج آمار جامع شهدا و رزمندگان استان به تفکیک یگان‌ها و عملیات‌ها تأکید کرد.

واحد عنوان کرد: آمار مربوط به شهدا و رزمندگان هر یگان و نیرو بایستی توسط همان یگان مربوطه و به صورت مستند و دقیق استخراج شود.

مدیر‌کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان اردبیل هدف از این اقدام را دسترسی آسان و مطمئن به آمار کلی شهدا و رزمندگان استان به تفکیک یگان‌ها و عملیات‌ها و استفاده از این بانک جامع آماری در مراسمات، یادواره‌ها، تجلیل‌ها، بازخوانی عملیات‌ها و شناسایی رزمندگان گمنام و استفاده از خاطرات و اطلاعات نگفته آنان دانست.

در ادامه، اعضای حاضر در جلسه در خصوص نحوه جمع‌آوری آمار و اطلاعت مربوطه به بحث و تبادل نظر پرداختند و بر ادامه برگزاری جلسات برای دستیابی به روش واحد تحقیق و دستیابی به نتیجه مورد نظر تأکید شد.

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:36 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

مادران و همسران شهدای مجلس در صحن علنی بهارستان حضور یافتند

مادران و همسران شهدای مجلس در صحن علنی بهارستان حضور یافتند

مادران و همسران شهدای حادثه تروریستی 17 خردادماه در صحن علنی مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کردند.

کد خبر: ۲۸۱۸۵۴

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۲ - 04March 2018

همسران و مادران شهدای مجلس در صحن علنی بهارستان حضور یافتندبه گزارش گروه اخبار داخلی دفاع پرس، محمدعلی وکیلی در نشست علنی امروز (یکشنبه 13 اسفندماه)  مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: به‌مناسبت روز تجلیل و تکریم مادران و همسران شهدا، حضور مادران و همسران معظم شهدای مجلس شورای اسلامی را در خانه ملت ارج نهاده و گرامی می‌داریم.

وی ادامه داد: حضور مادر و همسر شهید علی توده‌فلاح، همسر شهید جواد زارع، همسر شهید جعفر جعفرزاده، مادر و همسر شهید جواد تیموری، مادر شهید علی آقاعبداللهی، مادر و همسر شهید امین کریمی، مادر و همسر شهید محسن فرامرزی و خانواده شهید حسین ارادتی را خیرمقدم عرض می‌کنیم.

همچنین شهیدان توده‌فلاح، زارع، جعفرزاده و تیموری از شهدای حادثه تروریستی حمله به مجلس و شهیدان آقاعبداللهی، کریمی، فرامرزی و ارادتی از شهدای مدافع حرم مجلس شورای اسلامی بوده‌اند.

انتهای پیام/ 151


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:36 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

برگزاری مراسم بزرگداشت شهیدان «گاوافشادی» و «حسینی» در یزد

برگزاری مراسم بزرگداشت شهیدان «گاوافشادی» و «حسینی» در یزد

یادواره شهیدان «اصغر افسر گاوافشادی» و «علیرضا حسینی» از امشب (یکشنبه) در یزد برگزار می‌شود.

کد خبر: ۲۸۱۸۱۲

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۲ - 04March 2018

به گزارش خبرنگار دفاع پرس از یزد، مراسم گرامی‌داشت شهیدان «اصغر افسر گاوافشادی» و «علیرضا حسینی»، از امشب (یکشنبه) به صورت جداگانه در یزد برگزار خواهد شد.

بر همین اساس، مراسم یادبود شهید «اصغر افسر گاوافشادی» همراه با یاد و خاطره والدین مرحومش،  امشب بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد عسگریه «اکبر آباد» واقع در بلوار امام جعفر صادق (ع)، کوچه ویلا برگزار می‌شود.

همچنین مراسم یادبود شهید «علیرضا حسینی» همراه با یاد و خاطره پدر مرحوم شهید «میرزا احمد حسینی» نیز به مدت سه شب بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد و پایگاه فرهنگی امام حسین (ع) واقع در میدان آیت‌الله خاتمی، خیابان خرمشهر منعقد می‌شود.

خاطرنشان می‌شود، شهید گاوافشادی در 20 آذرماه 1339  در یزد متولد شد. معلم بود که به عنوان نیروی بسیجی در جبهه حضور یافت و 18 بهمن‌ماه سال 1361 با سمت تک تیرانداز به شهادت رسید، اما پیکر وی در منطقه برجای ماند تا 26 خردادماه سال 1373 که پس از تفحص به خاک سپرده شد.

همچنین شهید حسینی 20 آبان‌ماه سال 1350 در یزد متولد شد. دانش آموز سوم راهنمایی بود  که از سوی بسیج در جبهه حشور یافت و چهارم مردادماه سال 1366 با سمت تک تیرانداز در سردشت به شهادت رسید.

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

شهیدی که از کلمه «من» استفاده نمی‌کرد

شهیدی که از کلمه «من» استفاده نمی‌کرد

یکی از همرزمان شهید موسوی گفت: شهید موسوی کسی بود که از کلمه «من» استفاده نمی‌کرد. در آخرین جلسه‌ای که داشتیم از نیروها خواست تا گزارش کار خود را ارائه دهند. پس از ارائه گزارش کار نیروها گفت، «در مقابل زمانی که برای کار می‌گذارید این خروجی کم است.»

کد خبر: ۲۸۱۸۶۱

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۸ - 04March 2018

شهیدی که از کلمه «من» استفاده نمی‌کردبه گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، مسئولین اطلاعات در دوران دفاع مقدس نقش مهمی در پیروزی‌های رزمندگان اسلام داشتند و در این میان نام فرماندهان و سردارانی همچون سردار شهید سیدمحمدعلی موسوی از مسئولین اطلاعات پیشین نیروی زمینی سپاه به چشم می‌خورد.

وی بیش از 90 ماه سابقه حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل داشت و در امور مختلف نیروهای تحت امر خود را به فکر کردن قبل از انجام هر کاری و به خصوص عملیات‌های سرنوشت‌ساز توصیه می‌کرد.

شهید موسوی در ابتدای جنگ تحمیلی از فرماندهان برجسته‌ای بود که نقش مهمی در برقراری نظم و امنیت در شهر خرمشهر ایفا کرد و پس از آن در پست‌های مختلف اطلاعاتی و امنیتی با موفقیت حاضر شد سپس تا سطح کارشناسی ارشد در رشته مدیریت امور دفاعی به ادامه تحصیل پرداخت.

خاطری‌زاده یکی از همرزمان شهید موسوی درباره وی این گونه روایت می‌کند: شهید موسوی در آخرین صحبت‌های خود می‌گفت، «پابند به کارهایی که در گذشته انجام دادید نباشید، دنبال بهینه کردن کار باشید؛ دو سوم روی کار موردنظر فکر کنید و یک‌سوم عمل کنید.»

خاطری‌زاده به خاطرات مشترک خود با شهید موسوی نیز اشاره می کند که شهید موسوی یک‌بار دچار سردرد شدیدی شد و به بنده گفت، «وهاب جان سرم خیلی درد می‌کند و تحمل آن خیلی سخت است» بنده در پاسخ گفتم «حال خوبی نداری، به منزل برو و تلفن همراه خود را خاموش کن و استراحت کن» و او در پاسخ به من گفت که خیلی کار داریم. شهید موسوی به واسطه تعهدی که داشت حتی نتوانست به خاطر بیماری‌اش یک روز در منزل استراحت کند. وی به خاطر سردردی که داشت حاضر نشد به پزشک مراجعه کند و می‌گفت «به خاطر سردرد که نیازی به دکتر رفتن نیست». در واقع وقت و زمان برای سردار موسوی خیلی ارزشمند بود. شهید موسوی کسی بود که از کلمه «من» استفاده نمی‌کرد. در آخرین جلسه‌ای که داشتیم از نیروها خواست تا گزارش کار خود را ارائه دهند. پس از ارائه گزارش کار نیروها گفت «در مقابل زمانی که برای کار می‌گذارید این خروجی کم است.»

سردار موسوی در برخورد با نیروهایش به قدری با محبت برخورد می‌کرد که در مراسم تشییع پیکر مطهر وی نیروهایی که حتی چند ماه او را می‌شناختند، از فراقش گریه می‌کردند.

همرزمان شهید موسوی می‌گویند: اخلاص، صبوری، استقامت، همت بلند، خستگی‌ناپذیری، احساس مسئولیت، ولایت‌پذیری و ولایت‌مداری و احترام به مافوق و محبت و توجه به نیروهای تحت امر، تواضع، کم‌گویی و کم‌حرفی و احترام به والدین، علاقه به فامیل و فراموش نکردن دوستان از ویژگی‌های بارز وی بود.

منبع: کیهان


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

از خاطرت نرفته غم سال‌های جنگ

از خاطرت نرفته غم سال‌های جنگ

سورنا جوکار، شاعر جوان سروده‌ای در وصف حمید حسام نویسنده عرصه خاطرات دفاع مقدس سروده است.

کد خبر: ۲۸۱۸۶۴

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۵ - 04March 2018

از خاطرت نرفته غم سال‌های جنگبه گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، «حمید حسام» نویسنده نام‌آشنای این روزهای عرصه خاطرات دفاع مقدس و تاریخ شفاهی جنگ است که اگر تلاش‌های وی نبود‌، حقیقتا رزمندگان گمنام استان همدان چون محمد سلگی «خداحافظ سالار» و شهید علی خوش‌لفظ «وقتی مهتاب گم شد» امروز هم‌چنان در گمنامی به سر می‌بردند و از رشادت‌های آن‌ها در سال‌های شور و حماسه خبری نبود.

حمید حسام سردار بازنشسته سپاه است که سال‌هاست به فرموده رهبرش قلمش را هم‌چون سلاح جدیدی در دست گرفته و به دفاع مقدس ادای دین می‌کند.

«سورنا جوکار» از شاعران جوان و خوش آتیه سروده‌ای در وصف حمید حسام سروده است،‌ این شعر به شرح ذیل است:

چشمت میانِ خونِ دلت بستری شده
آری زمان زمانه‌ غم پروری شده
از داغ دوستان سفر کرده‌است که
موهای مشکی‌ات همه خاکستری شده
از خاطرت نرفته غم سال‌های جنگ
قلب تو میزبان غم دیگری شده
مانند خویش هستی و جرم است سادگی
در کشوری که عرصه‌ بازیگری شده
دیگر نظر به سیرت پاکت نمی‌کند
آیینه‌ای که عاشق صورتگری شده
این خانه خانه‌ای که تو می‌خواستی نشد
این خانه دلسپرده‌ی دیو و پری شده
آه ای شهید زنده وجود تو است که
مرهم برای داغ دل رهبری شده

منبع: تسنیم


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

برگزاری نهمین یادواره سردار شهید «جواد دل‌آذر» در قم

برگزاری نهمین یادواره سردار شهید «جواد دل‌آذر» در قم

نهمین یادواره سردار شهید «جواد دل‌آذر» فرمانده عملیات لشکر ۱۷ امام علی بن ابی طالب (ع) و شهدای خیابان انقلاب قم روز چهارشنبه ۱۶ اسفند برگزار می‌شود.

کد خبر: ۲۸۱۸۰۸

تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۷ - 04March 2018

نهمین یادواره سردار شهید «جواد دل آذر» در قم برگزار می‌شودبه گزارش خبرنگار دفاع پرس از قم، نهمین یادواره سردار شهید «جواد دل‌آذر» فرمانده عملیات لشکر ۱۷ امام علی بن ابی طالب (ع) و ۵۰۴ شهید خیابان انقلاب قم، چهارشنبه ۱۶ اسفند بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد باب الجنه واقع در انتهای خیابان انقلاب برگزار خواهد شد.

در این یادواره سردار سرلشکر «مصطفی ایزدی» سخنرانی خواهد کرد و «علی مالکی‌نژاد» نیز خاطره‌گوی این محفل معنوی خواهد بود.

جواد دل‌آذر روز ۱۳ اسفند سال ۶۴ در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید.

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 اسفند 1396  ] [ 01:35 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

ماجرای بازدید ژنرال «ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای ۴» از خط «خین»

ماجرای بازدید ژنرال «ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای ۴» از خط «خین»

«جواد داداشی» گفت: ژنرال «ماهر عبدالرشید» فرمانده سپاه سوم ارتش بعث عراق قبل از عملیات «کربلای ۴» برای بازدید از خط خین به منطقه آمد و در این بازدید اقدامات تأمینی لازم را در قالب ۲۰ سؤال فنی و نظامی به نیرو‌های تحت امر خود ابلاغ کرد.

کد خبر: ۲۷۲۴۰۱

تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۵ - 31December 2017

به گزارش دفاع پرس از مشهد، به مناسبت سالگرد عملیات «کربلای 4» و به منظور زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدای گروهان «شهید احسنی» به خصوص غواص شهید «محمد دوستکام»، نشست رزمندگان غواص واحد اطلاعات و عملیات «لشکر 5 نصر» صبح امروز (یک‌شنبه) در منزل شهید «محمد دوستکام» برگزار شد.

«محمدصادق شاه‌­تقی‌راد» رزمنده غواص دوران دفاع مقدس در این نشست، اظهار داشت: غواصانی که در عملیات «کربلای ۴» وارد عمل شدند با این‌که اکثراً جوان بودند، اما حماسه­‌ای بزرگ را آفریدند. غواصان عملیات «کربلای ۴» که جمع زیادی از آن‌ها دانش­ آموزان بسیجی بودند، بدون گذراندن دوره­‌های عالی نظامی و فقط با پشت سرگذاشتن یک دوره غواصی، دژ اسطوره­ای شلمچه­ را که به اعتراف فرماندهان ارشد عراقی و مستشاران نظامی اسرائیلی و آمریکایی عبور از موانع موجود در محور‌های «بوارین»، «ام­‌الرصاص»، «ابوالخصیب»، «ام‌الطویل» که بر اساس آخرین تاکتیک­‌های نظامی روز دنیا در این مناطق ایجاد شده بود را در عین مظلومیت، اما با شجاعت شکستند.

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

وی افزود: عبور غواصان عملیات «کربلای ۴» از دژ شلمچه، خشم نیرو‌های ارتش بعث عراق را به همراه داشت و دلیلی شد تا با کینه­‌ای که از آن‌ها در دل داشتند، رزمندگانی که در این عملیات به اسارت دشمن درمی‌­آمدند را مورد سخت‌­ترین شکنجه­‌ها قرار دهند.

شاه‌­تقی‌­راد خاطرنشان کرد: گروهان «شهید احسنی» حدود ۸۵ نفر نیرو داشت که در عملیات «کربلای ۴» حدود ۹ نفر از آن‌ها به اسارت دشمن در آمدند و ۱۰ نفر به عقب برگشتند و مابقی به شهادت رسیدند که پیکر مطهر برخی از آن‌ها هنوز بازنگشته است.

این رزمنده دفاع مقدس در ادامه ضمن بیان خاطراتی از شهدای گروهان «شهید احسنی» گفت: «محمدباقر قالیباف» فرمانده وقت «لشکر ۵ نصر» چند روز مانده به عملیات «کربلای ۴» در موقعیت «شهید بقایی» حضور پیدا کرد و آخرین صحبت‌­های خود را با غواصان کرد.

شاه‌­تقی‌­راد افزود: وی در سخنان خود به این مطلب اشاره کرد که «شما خط شکن شهید هستید و همه شما در این عملیات شهید خواهید شد، ولی باید نبرد جانانه‌­ای داشته باشید تا خط شکسته شود و موج دوم وارد عمل شود.

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

وی بیان داشت: حجت‌الاسلام نصیری از روحانیون رزمی تبلیغی «لشکر ۵ نصر» دو شب مانده به عملیات «کربلای ۴» در موقعیت «شهید بقایی» و در جمع گروهان «شهید احسنی» حضور پیدا کرد و حدود ۲ ساعت برای بچه­‌ها روضه خواند. بچه­‌ها در آن جلسه حال خوشی پیدا کرده بودند و با اخلاص سینه می‌­زدند و وداع به یادماندنی با هم داشتند.

شاه­‌تقی‌راد در پایان با ذکر خاطره‌ای از شهید «جعفر عزیزاوقلی» گفت: بعضی از شهدای غواص گروهان «شهید احسنی» به شهادت خودشان علم پیدا کرده بودند و حتی همدیگر را با عبارت شهید صدا می‌زدند.

در ادامه این مراسم، «جواد داداشی» معاون فرمانده گروهان غواص اطلاعات عملیات لشکر ۵ نصر در دوران دفاع مقدس که در عملیات «کربلای ۴» حضور داشت، به بازخوانی وقایع شب عملیات پرداخت.

وی گفت: اولین گشت شناسایی عملیات «کربلای ۴» را به همراه شهید «داوود گریوانی» و «عبدالهی» رفتم که از کنار جاده «شیشه» ابتدای حد محور لشکر ۵ نصر کار شناسایی را آغاز کردیم.

داداشی ادامه داد: روز‌های اول برای پیدا کردن مسیر، دو نفره به شناسایی می­‌رفتیم و در روز‌های بعد، گشتی­‌های دیگری هم به ما اضافه شدند تا حدود راه‌ها را از نزدیک ببیند و با مسیری که قرار بود از آن عبور کنند آشنا بشوند. گشت­‌های اولی که رفته بودیم به دلیل همراه نداشتن قطب‌نما به جای حرکت مستقیم، در عرض حرکت می­­‌کردیم، لذا به خط عراقی­‌های نمی­‌رسیدیم.

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

داداشی خاطرنشان کرد: اولین‌بار که در «خین» به خط عراقی­‌ها رسیدیم نتیجه توسل شهید «احمد صغیرزاده» بود. او قبل از این‌که کار را شروع کنیم به یکی از حضرات معصومین (ع) توسل پیدا کرد و در ابتدای کار نماز استغاثه خواند. بعد که راهکار را پیدا کردیم نام راهکار را «استغاثه» گذاشتیم.

این رزمنده خراسانی ادامه داد: ژنرال «ماهر عبدالرشید» فرمانده سپاه سوم ارتش بعث عراق قبل از عملیات «کربلای ۴» برای بازدید از خط خین به منطقه آمده بود. او در بازدیدهایش دستورالعمل‌هایش را در قالب سؤالات فنی و نظامی ابلاغ می‌کرد. مثلاً آیا برای زمین‌گیر کردن موج اول در جلوی خط، فلان اقدام را انجام داده‌­اید؟ او در این بازدید ۲۰ سوال مطرح کرده بود، که این سؤالات توسط ستون پنجم به دست ما رسید. سؤال اول «ماهر عبدالرشید» این بود که سیم ­خاردار‌های موجود در منطقه را آیا توسعه داده­‌اید؟ او در ادامه گفته بود که با امکانات مهندسی منطقه را تسطیح کنند به گونه­‌ای که شیب داشته باشد و نیرو‌های ایرانی نتوانند پشت آن موضع بگیرند و سنگر دشمن هم که بر روی دژ قرار دارد بر روی منطقه اشراف داشته باشد. بعد از این اقدام نیرو‌های شناسایی دیگر نتوانستند به «خین» بروند.

این یادگار دوران دفاع مقدس ادامه داد: «ماهر عبدالرشید» بسیجی‌­ها را می ­شناخت. او در عملیات­‌های مختلف در مقابل «لشکر ۵ نصر» ایستاده و جنگیده بود. حاج «باقر قالیباف» و حاج «حسین خرازی» پشت بی­سیم با «ماهر عبدالرشید» صحبت می­‌کردند و برای هم رجز می­‌خواندند.

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

داداشی ابراز داشت: سؤال دومی که این فرمانده عراقی مطرح می‌کرد این بود که آیا هشت ردیف سیم­ خاردار حلقوی دو تا روی هم گذاشتید که وقتی غواص بلند شد تا گلوله آرپی‌جی شلیک کند، گلوله‌­اش در سیم­ خاردار گیر کند؟ سؤال سوم این بود که سیم­‌های خاردار را به هم تله کرده‌­اید تا اگر غواصان قصد عبور از آن را داشتند عمل کند و مانع عبور آن‌ها بشود؟ این سؤالات مربوط به این طرف خط «خین» بود. او با طرح این سؤالات به دنبال آن بود تا سپر آهنینی در مقابل «خین» ایجاد کند.

این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: «ماهر عبدالرشید» در حفظ آن سوی خط «خین» نیز سوالاتی را مطرح کرده بود. سؤال اولش این بود که آیا «خین» را با سیم­ خاردار پر کرده‌اید؟ آیا به فاصله ۱۲۰ متر یا ۸۰ متر بشکه­‌های گازوئیل را به هم جوش داده‌اید که اگر غواص خواست بشکه­‌ها را باز کند منفجر شود و در لابه­‌لای سیم ­خاردار‌ها بسوزد؟ آیا در جلو خاکریز سده، خاک نرم ریخته‌اید که اگر کسی خواست بالا بیاید لیز بخورد و نتواند خودش را به بالا برساند و شما در جلو خاکریز او را بزنید؟ سؤال بعدی این بود که در سده با فاصله‌­ای معین چهار لول کار گذاشته­‌اید تا از داخل نیزار‌ها نیرو‌هایی را که از چند ردیف موانع عبور کردند را به صورت پراکنده بزنید؟ «حسن قالیباف» در مسیر برگشت به وسیله همین چهارلول­‌ها به شهادت رسید. این اقدامات تأمینی که «ماهر عبدالرشید» آن را ابلاغ کرده بود در تصاویر هوایی که از «خین» تهیه شده بود دیده می‌شد و عبور از این منطقه را غیر‌ممکن می‌کرد.

 

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

داداشی افزود: من و شهید سعیدی وقتی از شناسایی­ بر‌می‌گشتیم با هم در خصوص مأموریتی که در آن روز انجام داده بودیم صحبت می­‌کردیم، حتی شب‌ها برای خواب از فکر این‌که چگونه خواهیم توانست از خط دشمن با آن حجم بالای موانع عبور کنیم قران بالای سرمان می­‌گذاشتیم. ما نیرو‌های واحد اطلاعات به عنوان مغز متفکر عملیات، برای‌مان باورش سخت بود که بتوانیم نیرو‌ها را برای شکستن دژ مستحکم شلمچه وارد عمل کنیم.

وی خاطرنشان کرد: در عملیات «کربلای ۴»، چهار محور غواصی «لشکر ۵ نصر» وارد عمل شدند که شامل گروهان ما، گروهان «شهید احسنی» گروهان «شهید گریوانی» و گروهانی که در جاده شهید صبوری به خط زدند می­‌شد. شهید «داوود گریوانی» با شجاعتی که از خود نشان داد، بدون این‌که نیروهایش را درگیر کند برگشت. از گروهان ما نیز فقط یک دسته از سیم خاردار عبور کردند و کمترین تلفات را هم داشت که تلفات هم مربوط به غواصان دسته ویژه بود که به اسارت دشمن در آمده بودند. گروهانی هم که در جاده شهید صبوری وارد عمل شده بود نتوانست به اهداف از پیش تعیین شده خود دست پیدا کنند. گروهان «شهید احسنی» تنها گروهانی بود که از خط «خین» عبور کرد. علت این موفقیت هم این بود که ساعتی که آن‌ها می­‌خواستند از «خین» عبور کنند چهارلول­‌ها در مقابل آن‌ها مستقر نبود و آب «خین» هم بالا آمده بود به گونه‌­ای که سیم­ خاردار‌های موجود در منطقه دیده نمی‌شد و آن‌ها از روی سیم­ خاردار‌ها عبور کرده بودند، ولی وقتی ما رسیدیم آب «خین» پایین آمده بود و نمی‌شد از سیم­ خاردار‌ها عبور کنیم.

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

داداشی گفت: با شناختی که از منطقه و موانع موجود در آن داشتم در انتخاب آر.پی­.جی­ زن­‌ها سعی کردم افراد بلند قد را انتخاب کنم و حتی در بعضی مواقع برای اینکه گلوله آر.پی.جی در سیم خاردارگیر نکند، رزمنده­‌ای بر دوش رزمنده دیگری سوار می‌شد و آر.پی.جی شلیک می­‌کرد.

وی تأکید کرد: برای انجام عملیاتی همچون «کربلای ۴» با آن حجم بالای موانع که دشمن در منطقه ایجاد کرده بود، باید دور‌ه‌های مختلفی را گذراند و مشق روزانه و شبانه را باید طی کرد، اما رزمندگان جوان این مرز و بوم این عملیات را انجام دادند. هر چند ما خودمان متوجه چگونگی انجام این عملیات نشدیم، اما فرماندهان و مستشاران نظامی دنیا پی به اهمیت رزم دلاورمردان ایران اسلامی در عملیات «کربلای ۴» بردند.

این پیشکسوت دفاع مقدس ابراز داشت: در عملیات «کربلای ۴» بیشتر نیرو‌های سازماندهی شده وارد عمل نشدند و اکثر نیرو‌های عمل کننده از غواصان خط شکن بودند که به عنوان موج اول به خط زدند.

داداشی در پایان گفت: بعد از عملیات «کربلای ۴»، رسانه­‌های دشمن در تبلیغات گسترده خود این مطلب را عنوان کردند که ارتش بعث عراق در این عملیات ضربه جبران ناپذیری را به رزمندگان اسلام وارد کرده و ایران تلفات سنگینی را متحمل شده است و این مطلب به نفع جمهوری اسلامی شد.

وی تأکید کرد: باور این‌که ماشین جنگی ایران در عملیات «کربلای ۴» شکست خورده از سوی عراقی‌­ها باعث شد تا نیرو‌های زبده خود را که نیرو‌های خط مقدم بودند را به مرخصی بفرستد. حدود دو هفته بعد از عملیات «کربلای ۴» عملیات «کربلای ۵» در همان منطقه انجام شد و توانستیم خط را بشکنیم و به اهداف خود دست پیدا کنیم. موفقیت در عملیات «کربلای ۵» نتیجه شکست ظاهری عملیات «کربلای ۴» بود.

خاطرنشان می‌شود در این نشست، «غلام‌علی منیری مقدم» و «سیدجلال ابراهیمی» از نیرو‌های گروهان «شهید احسنی» که در عملیات «کربلای ۴» به اسارت دشمن درآمده بودند، نحوه اسارت و خاطرات ماه­‌های ابتدایی آن دوران و برخورد نیرو‌های دشمن در بازجویی‌ها را بیان کردند.

 

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

ماجرای بازدید ژنرال«ماهر عبدالرشید» قبل از عملیات «کربلای 4» از خط خین/ شلمچه در عملیات «کربلای 4» شلمچه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل شده بود

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ یک شنبه 10 دی 1396  ] [ 08:05 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

برگزاری یادواره شهدای گمنام در تهران

برگزاری یادواره شهدای گمنام در تهران

مراسم بزرگداشت شهدای گمنام یکشنبه 10 دی‌ماه در تهران برگزار می‌شود.

کد خبر: ۲۷۲۴۳۹

تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۷ - 31December 2017

برگزاری یادواره شهدای گمنام در تهرانبه گزارش دفاع پرس از تهران، مراسم بزرگداشت شهدای گمنام، یکشنبه 10 دی‌ماه ساعت 19:30 در حسینیه حضرت زهرا (س) واقع در تهران، جنت‌آباد شمالی، خیابان کوروش غربی، کوچه شهید ارسنجانی برگزار خواهد شد.

این مراسم با حضور خانواده‌های معزز شهدا، جانبازان، ایثارگران و عموم مردم همراه با مدیحه‌سرایی ذاکرین اهل بیت (ع) برگزار می‌شود.

انتهای پیام/ 151


ادامه مطلب
[ یک شنبه 10 دی 1396  ] [ 08:05 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]