مسیحیان در جنگ تحمیلی اوج همدلی با سایر هموطنان را به نمایش گذاشتند

مسیحیان در جنگ تحمیلی اوج همدلی با سایر هموطنان را به نمایش گذاشتند

«یوناتن بت کلیا» نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در ایران هیچ‌گونه تبعیضی میان اقلیت‌های دینی وجود ندارد، گفت: اوج همدلی مسیحیان با سایر هموطنان را در جنگ تحمیلی می‌توان دید که شهادت ۸۹ رزمنده مسیحی گواه بر این ادعاست.

کد خبر: ۲۷۱۶۷۴

تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۸ - 25December 2017

اوج همدلی ارامنه در دوران دفاع مقدس بود«یوناتن بت کلیا» نماینده مسیحیان آشوری و کلدانی در مجلسشورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار اخبار داخلی دفاع پرس، با اشاره به اینکه مسیحیان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی در کنار مردم ایران بوده‌اند و هیچ‌گونه تبعیض و تفاوتی میان اقلیت‌ها در کشور نیست، اظهار داشت: اوج همدلی و همنوع‌دوستی مسیحیان را در جنگ تحمیلی می‌توان دید که شهادت 89 رزمنده مسیحی گواه بر این ادعاست.

وی با بیان اینکه گروه تروریستی داعش وحشی‌گری در منطقه را به بالاترین درجه ممکن رسانده بود، گفت: نیروهای مردمی کلیمی در کنار رزمندگان ارتش عراق و سوریه با اتحاد در برابر جریان انحرافی تکفیری ایستادگی کردند که منجر به پیروزی برای جهان اسلام شد.

«بت کلیا» صلح و دوستی، آرامش و امنیت را از بارزترین مشخصه‌های مسیحیان عنوان کرد و خاطرنشان کرد: در دنیای کنونی که سلطه‌گران با زور و تزویر به فکر تجزیه کشورهای اسلامی هستند، مسلمانان به همراه تمام اقلیت‌های مذهبی باید دوشادوش هم علیه استکبار جهانی ایستادگی کنند.

انتهای پیام/ 151


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 دی 1396  ] [ 03:15 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

سرباز فراری که از قافله جا نماند

سرباز فراری که از قافله جا نماند

شهید شهباز ملک‌جانی که از سربازی فرار کرده بود پس از مدتی خود را معرفی کرده و عازم جبهه‌های نبرد علیه باطل شد او در بخشی از وصیت‌نامه خود آورده است: من دیگر نمی‌خواهم برگردم تا شهید راه اسلام و خاک ایران نشوم، نمی‌آیم؛ باید کفار را نابود کرد.

کد خبر: ۲۷۱۶۸۴

تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۴ - 25December 2017

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، شهید شهباز ملک‌جانی متولد دوازدهم شهریورماه ۱۳۴۰، از دلاور مردان دوران دفاع مقدس است که در نهم اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ در منطقه بانه کردستان به درجه رفیع شهادت نائل می‌شود.

شهید ملک‌جانی در وصیت‌نامه کوتاهی نوشته است: سلام گرم من را به خانواده عزیزم مخصوصا پدرومادر عزیزم برسانید. به خدا قسم دوری از شما برای من خیلی رنج‌هاست. من خودم و هم‌خدمت سربازی من این نامه را نوشتیم؛ نه برای خودنمایی از خودم.

رد نشود///

در ادامه وصیت‌نامه نوشته است: من الان یک سری فرار کردم و دوباره رفتم خودم را معرفی کردم دیگر نمی‌خواهم برگردم تا شهید راه اسلام و خاک ایران نشوم، نمی‌آیم؛ باید کفار را نابود کرد. خارجی و منافق را باید نابود کرد. ضد روحانیت، ضد اسلام و ضد مردم بی گناه را از بین برد. مرا ببخشید دیگر عرضی ندارم و سلام گرم من را به مادر و پدرعزیزم و خانواده محترم برسانید.

منبع: ایکنا


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 دی 1396  ] [ 03:15 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید عیسی کره‌ای/ شهادت شیرین‌تر از عسل است

وصیت‌نامه شهید عیسی کره‌ای/ شهادت شیرین‌تر از عسل است

شهید کره‌ای در وصیت‌نامه خود آورده است: «اگر در این راه، ما شهید شویم که «احلی من العسل» و اگر مسائلی دیگر به وجود آمد نیز رضای به حکمت خداوند هستیم.»

کد خبر: ۲۷۱۶۶۴

تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۷ - 25December 2017

وصیت‌نامه شهید عیسی کره‌ای/ شهادت شیرین‌تر از عسل استبه گزارش خبرنگار ساجد، شهید «عیسی کره‌ای» سال ۱۳۴۴ در تهران چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و در عملیات والفجر ۸ جزو غواص‌هایی بود که از اروندرود گذشت و سرانجام چهار دی ۱۳۶۵ طی عملیات کربلای ۴ در خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:

«این وصیت‌نامه عیسی کره‌ای است که قبل از هر چیز اقرار به یگانگی پروردگار و خاتم پیامبران، حضرت محمد (ص) و حقانیت معصومین (س) که دوازدهمین آن‌ها امام زمان (عج) در غیبت است می‌کنم و سفارشم به پیروی از منش همین معصومین است و بس.

عزیزانم، امروز، روز آزمایش الهی است، جایگاه همه انسان‌ها زیر خاک‌هاست. جنگ وقتی تمام شد مسائل دیگر آزمایش خداوند است؛ و تا وقتی که کلمه اسلامی بعد از انقلاب ما هست، مبارزه و جنگ در پیش داریم. امام حسین (ع) هم مقتدای ما در این راه است. خسته نشوید، سرد و سست نشوید و گوش به فرمان رهبریت علیه هر آنچه فتنه است به مقابله برخیزید ارزش امام خمینی، برای اسلام و دنیای در خواب رفتنه خیلی است که ما قدر آن را نمی‌دانیم.

برای سلامتی و طول عمر رهبرمان تا می‌توانید، دعا کنید. خداوند آنقدر کریم است که به دعا‌های این همه، امت حزب الله عنایت کند.

اگر در این راه، ما شهید شویم که «احلی من العسل» و اگر مسائلی دیگر به وجود آمد نیز رضای به حکمت خداوند هستیم.

خدایا، منجی حق را برای نجات حق بفرست. خدایا، دست ظلم و ستم را، از سر تمامی مظلومین کوتاه کن. خدایا، جامعه ما را به تمامی معنا، اسلامی کن. امام خمینی و تمامی مسئولین جمهوری اسلامی را که از اسلام و دین تو حمایت می‌کنند، حفظ بفرما.

پدر و مادر عزیز و خواهرانم نیز وظیفه خود را می‌دانند. باید بگویم که خیر دنیا و آخرت شما در صبر است و ایمان هر چه بیشتر به اعتقادات، خدایا، تو دین راه همه را یاری فرما؛ و مادر شهید، تحت عنوان پیام به امت شهید پرور ایران نوشته است:‌ ای امت شهید پرور دعا به جان امام بکنید و گفته‌های پیامبر گونه او را به گوش جان بشنوید. به دولت کمک کنید و مگذارید ضد انقلاب در شما نفوذ پیدا کند و توی دهن ضد انقلابی که از آمریکا بدتر است بزنید.

جنگ، جنگ، تا پیروزی

عیسی کره‌ای»

انتهای پیام/ 111


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 دی 1396  ] [ 03:15 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

یکصد هزار برگ سند به مرکز اسناد دفاع مقدس استان مرکزی اضافه می‌شود

یکصد هزار برگ سند به مرکز اسناد دفاع مقدس استان مرکزی اضافه می‌شود

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان مرکزی گفت: تا پایان سال 96 یکصد هزار برگ سند به مرکز اسناد و مدارک دفاع مقدس این استان افزوده می‌شود.

کد خبر: ۲۷۱۶۸۹

تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۷ - 25December 2017

یکصدهزار برگ سند به مرکز اسناد دفاع مقدس استان مرکزی اضافه می شودبه گزارش خبرنگار دفاع پرس از استان مرکزی، «مصطفی مشایخی» با اشاره به مهمترین فعالیت‌های انجام شده در راستای دفاع مقدس استان مرکزی اظهار داشت: تاکنون بیش از 125 هزار سند دفاع مقدسی از سوی مرکز اسناد و مدارک دفاع مقدس جمع آوری شده است که تا پایان سال 96 با اضافه شدن 100 هزار برگ به طور مجموع نزدیک به 230 هزار سند می‌شود.

وی افزود: در بحث جمع‌آوری عکس‌های دفاع مقدسی نیز تا پایان امسال 100 هزار قطعه عکس در حوزه دفاع مقدس جمع‌آوری می‌شود.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان مرکزی تصریح کرد: مصاحبه با هزار و 300 نفر از رزمندگان و ایثارگران دفاع مقدس از جمله فعالیت‌های مهم این مرکز در راستای حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس بوده است.

مشایخی با تاکید بر فعالیت‌های بخش مربوط به مشارکت‌های زنان در دفاع مقدس گفت: یکی دیگر از فعالیت‌های ما در اداره کل حفظ آثار دفاع مقدس استان مرکزی و در واحد مشارکت‌های زنان در دفاع مقدس تدوین سه پروژه علمی در حوزه زنان و دفاع مقدس بوده است.

وی ادامه داد: تدوین پروژه علمی با عنوان مقایسه نگرش مذهبی، هوش اجتماعی، شادکامی و خودپندارنده زنان ایثارگر و زنان عادی استان مرکزی یکی دیگر از پروژه های علمی است که برای نخستین بار در فصل‌نامه تخصصی زنان و حماسه در سال 96 به چاپ رسید و در واقع استان مرکزی جزو نخستین استان‌هایی بود که این موفقیت را از آن خود کرد.

انتهای پیام/


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 دی 1396  ] [ 03:15 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

برگزاری یادواره شهید «وحید فرهنگی‌والا» در تبریز

برگزاری یادواره شهید «وحید فرهنگی‌والا» در تبریز

مراسم گرامی‌داشت شهید مدافع حرم «وحید فرهنگی‌والا» دوشنبه 4 دی‌ماه در تبریز برگزار می‌شود.

کد خبر: ۲۷۱۶۹۸

تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۸ - 25December 2017

برگزاری یادواره شهید «وحید فرهنگی‌والا» در تبریزبه گزارش دفاع پرس از تبریز، مراسم گرامی‌داشت شهید مدافع حرم «وحید فرهنگی‌والا» دوشنبه 4 دی‌ماه ساعت 18 در حسینیه هنر واقع در تبریز، خیابان امام خمینی (ره) برگزار خواهد شد.

این مراسم با حضور خانواده‌های معزز شهدا، جانبازان، ایثارگران و عموم مردم همراه با مدیحه‌سرایی ذاکرین اهل بیت (ع) برگزار می‌شود.

انتهای پیام/ 151


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 دی 1396  ] [ 03:14 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

روزشمار دفاع مقدس (19 آذر)

روزشمار دفاع مقدس (19 آذر)

19 آذر 1396 هجری شمسی برابر با 21 ربیع الاول 1439 هجری قمری و 10 دسامبر 2017 میلادی

کد خبر: ۲۶۹۶۷۱

تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۰۶:۳۷ - 10December 2017

روزشمار دفاع مقدس (19 آذر)

رویدادهای مهم این روز در تقویم شمسی (19 آذر)

• شهادت شهید محمدمهدی سیفی (1359 ه.ش)

• تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) (1363 ه.ش)


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 آذر 1396  ] [ 09:19 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

شهادت هفت تن از اعضای خانواده مرحوم «بهشتی» در نخستین روز جنگ تحمیلی

شهادت هفت تن از اعضای خانواده مرحوم «بهشتی» در نخستین روز جنگ تحمیلی

فرزند مرحوم «آیت‌الله سیدعلی‌محمد بهشتی» گفت: پدرم زمانی به منزل رسید که ما پیکرها را از ساختمان خارج کرده بودیم. پدرم در آن لحظه با دیدن منزل و پیکر هفت تن از اعضای خانواده‌اش رو به قبله ایستاد و گفت: «هو المالک و نحن المملوک».

کد خبر: ۲۶۹۷۹۸

تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۶ - 10December 2017

گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: نقش روحانیت در ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور بی بدیل است. این قشر نقش مرجع و هدایت کننده را برای جامعه اسلامی ایفا می‌کنند. یکی از این روحانیون مرحوم «آیت الله سید علی‌محمد بهشتی» از شاگردان شهید بروجردی (ره) و آیت الله گلپایگانی (ره) بود. وی تمام عمر خود را صرف ترویج اسلام و مبارزه با رژیم پهلوی کرد. «سید محمدرضا بهشتی» فرزند این روحانی مبارز در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس به تشریح فعالیت‌های پدرش و نحوه شهادت هفت تن از اعضای خانواده‌اش پرداخت.

در بخش نخست گفت‌وگو به تبعید مرحوم بهشتی به اسلام آباد و شروع فعالیت‌های فرهنگی وی پرداختیم. در بخش دوم گفت‌و‌گو نیز به تبعید آیت الله یزدی به اسلام آباد و تاثیر حضور ایشان بر فعالیت‌های انقلابی شهید و همچنین شهادت اعضای خانواده وی پرداختیم که در ادامه می‌خوانید:

دفاع پرس: در خصوص تبعید آیت الله یزدی به اسلام آباد غرب بفرمایید.

بهشتی: تبعید آیت الله یزدی به اسلام آباد غرب در سال 57، نقطه عطفی جهت سوق دادن فعالیت‌های پدرم به سمت امور انقلابی شد. وی به سبب آشنایی که با مرحوم پدرم داشت، به مسجد آمد و میهمان ما شد. آیت الله یزدی در خاطرات خود آورده‌اند که وقتی به اسلام‌آباد رفتم، تنها روحانی که با من همکاری کرد تا بستر مناسبی برای فعالیت‌های انقلابی داشته باشیم، مرحوم بهشتی بود. پدرم نماز مسجد را اقامه می‌کردند و سپس آیت الله یزدی به سخنرانی می‌پرداختند. با حضور وی جو مسجد انقلابی شده بود. مردم اسلام آباد جزو نخستین استان‌هایی بودند که شعار مرگ بر آمریکا را سر دادند.

شهادت هفت تن از اعضای خانواده در نخستین روز جنگ تحمیلی

در عیدفطر سال 57، مردم نماز را در بیابانی خواندند و هنگام بازگشت شعارهای انقلابی دادند. از این پس راهپیمایی آغاز شد. در شب نیمه شعبان سال 57، آیت الله یزدی سخنرانی تندی داشتند. همان شب وی از طریق شهربانی بازداشت شد.

پدرم به جهت اینکه به مسئولان نظامی بفهماند که مردم پشتیبان روحانیت هستند، طرح جالبی ریختند. وی به مردم گفت که هر کدام یک قابلمه غذا و یک پتو به شهربانی ببرید تا به دست آیت الله یزدی برسد. مردم با حضور در شهربانی شروع به شعار دادن کردند.

روز بعد آیت الله یزدی به کرمانشاه منتقل شد. اردیبهشت سال 57 پدرم نیز در مسجد سخنرانی کرد. آن زمان من سرباز بودم. آن شب به همراه دیگر مردم به سخنرانی پدر گوش دادم که ناگهان اطراف مسجد توسط نیروهای ساواک و شهربانی محاصره شد وپدرم به همراه 16 نفر دستگیر و به دادگاه کرمانشاه منتقل شد. در آنجا تصمیم گرفتند که جهت عدم بر هم زدن جو استان پدرم را به اسلام آباد برگردانند اما ممنوع المنبر شود.

شهادت هفت تن از اعضای خانواده در نخستین روز جنگ تحمیلی

فردای آن روز من با مراجعه به پادگان، دستگیر و به کرمانشاه منتقل شدم. هفت روز زندانی بودم سپس به پاوه تبعید شدم. در آنجا به من گفتند که حق ندارم با هیچ یک از سربازها صحبت کنم و علت آمدنم به پاوه را بگویم. همچنین باید هر روز دو مرتبه برای امضا به ساواک می‌رفتم. در آن دوران نگهبانی نمی‌دادم و لباس سربازی نمی‌پوشیدم. مسئولان پادگان به سربازها گفته بودند که من دیوانه هستم و نباید با من صحبت کنند. گاهی سربازها با من شوخی می کردند و من می‌خندیدم. آن‌ها باور کرده بودند که من دیوانه هستم تا اینکه یکی از سربازها به کارگزینی رفته و پرونده من را خوانده بود. موضوع تبعید من لو رفت. آن سرباز نیز به شهر دیگری تبعید شد.

در 25 آذر ماه 57 به دستور امام (ره) از پادگان فرار کردم. یکی از موضوعاتی که در دوران انقلاب فراموش شده، فرار سربازان است. آن زمان فرار از خدمت به منزله یک آینده مبهم بود. زیرا هیچ کس نمی‌دانست که چه زمانی انقلاب پیروز می‌شود و در صورت دستگیری چه عاقبتی در انتظار اوست. به اسلام آباد فرار کردم. یکی از دوستان مسجدی که در شهربانی کار می‌کرد، مخفیانه به من خبر داد که نامه دستگیری من آمده است. از خانه فرار کردم و به مدت دو ماه در قم مخفیانه زندگی کردم تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید.

دفاع پرس: فعالیت‌های شما و پدرتان پس از پیروزی انقلاب چگونه بود؟

بهشتی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کمیته در مسجد دائر شد. به جهت اینکه از خدمت سربازی قرار کرده بودم به عنوان یک انقلابی جذب کمیته شدم.

پدرم پس از پیروزی انقلاب نماینده امام (ره) در اسلام آباد شد. وی چندی بعد تصمیم گرفت که از اسلام آباد به قم مهاجرت کند. پدرم با امام راحل در جهت انتقال مشورت کرد و ایشان موافقت کردند اما مردم اسلام آباد به دیدار امام (ره) رفتند و درخواست کردند تا پدرم در این شهر بماند.

شهادت هفت تن از اعضای خانواده در نخستین روز جنگ تحمیلی

دفاع پرس: هنگام آغاز جنگ تحمیلی خانواده شما در کجا زندگی می‌کردند؟

بهشتی: در آن زمان پدرم برای فراهم کردن شرایط سکونت راهی قم شده بود. در این مدت مادرم وسایل خانه را بسته بندی می‌کرد. به جهت اینکه من تازه ازدواج کرده بودم و همچنین در آزمون استخدامی آموزش و پرورش قبول شده بودم، بنابراین تصمیم گرفتم در اسلام آباد بمانم.

مادرم در آن زمان 39 ساله بود و در تمام شرایط سخت و دشوار پدرم را همراهی می‌کرد. با وجود اینکه پزشکان به مادرم توصیه کرده بودند در یک منطقه آب و هوای خشک زندگی کند تا رماتیسمش بهبود یابد، مادرم می‌گفت هر چه امام راحل و پدرت بگویند من قبول دارم. اگر امام (ره) به پدرت ابلاغ کند که در اسلام آباد بماند، من نیز می‌پذیرم.

در آن دوران پدرم کمک‌های خیرین را جمع آوری کرده و بین خانواده‌های نیازمند اسلام آباد تقسیم می‌کرد. به جهت اینکه به ایام مهر ماه نزدیک می‌شدیم، 30 شهریور ماه با پدرم تماس گرفتم و کسب اجازه کردم تا کمک‌ها را میان خیرین تقسیم کنم. با موافقت پدرم روز بعد به همراه خادم مسجد شروع به بسته‌بندی کمک‌های مردمی کردم. بسته بندی کالا تا پیش از ظهر به اتمام نرسید. آن روز منزل خانواده همسرم دعوت بودم. پیش از حرکت به منزل آن‌ها به خانه مادرم رفتم. آن‌ها منتظر آمدن مادربزرگم از بروجرد بودند.

آن روز مادرم لوبیاپلو پخته بود. دو بار برایم غذا کشید و گفت این آخرین بار است که از دست من غذا می‌خوری. در آن زمان متوجه معنی این جمله مادرم نشدم. خواهرم نیز به همراه همسر و فرزندش در خانه پدری‌ام بودند. برادر کوچکم، احسان، که پنج ساله بود، خطاب به برادر دیگرم می‌گفت که در راهرو نخواب ممکن است گلوله‌ای از سمت دشمن به داخل خانه بیاید و به تو اصابت کند. محمدجواد هم پاسخ داده که اگر تیر بخورم، شهید می‌شوم و جایگاه شهید در بهشت است.

شهادت هفت تن از اعضای خانواده در نخستین روز جنگ تحمیلی

پیش از وقوع آن حادثه، سه مرتبه خبری مبنی بر این حادثه بر سر زبان‌ها آمد ولی هیچ یک از ما متوجه نشدیم. ابتدا استخاره‌ پدرم بود که در آن شهادت آمده بود. دوم سخن مادرم و سوم بصیرت برادرم در خصوص شهادت. سه عاملی بود که می‌خواست به ما بفهماند که حادثه‌ای رخ خواهد داد.

دقایقی بعد از خوردن ناهار به دفتر برگشتم. رادیو در دفتر مسجد روشن بود. پیامی مبنی بر تجاوزات عراق و پاسخ قطعی ما در خصوص بمباران‌های عراق اعلام شد. یکی از اهالی محل در همین حین وارد مسجد شد و از من خواست تا از طریق بلندگو به مردم اعلام کنم که عراق حمله کرده است و آماده باشند. از انجام این عمل سر باز زدم و گفتم که این امر باعث رعب و وحشت میان مردم می‌شود. آن فرد با شنیدن پاسخ من از مسجد خارج شد.

دقایقی بعد با شنیدن صدای هواپیما از دفتر مسجد خارج شدم. هواپیماها به قدری به زمین نزدیک شده بودند که برگ‌های درخت توت بر روی زمین ریخت و شیشه‌ها شکست. در آن لحظه گمان کردم که هواپیماهای ایرانی هستند که به سمت عراق می‌روند اما وقتی که چترهایی از هواپیما به سمت زمین پرتاب شد، یقین یافتم که این هواپیماهای عراقی است. در همین حین موج یک انفجار من را پرتاب کرد. از زمین که بلند شدم، صورتم پر از خون بود. صورتم را داخل حوض آب کردم. آب رنگ خون گرفت. می‌خواستم به خانه پدرم که به فاصله 10 متری از مسجد بود برای پانسمان بروم که ناگهان دیدم خانه پدرم فرو ریخته است. به سمت آنجا دویدم. خواهرم با آوار به پایین می‌آمد که دست او را گرفتم و به بیرون کشیدم. وسط خیابان هر کسی که در حال عبور بود، ترکش خورده بود. یک نفر دست و سرش قطع شده و در حال سوختن تکان می‌خورد. همچون تنه درخت، سوخته و سیاه شده بود.

هفت نفر از اعضای خانواده‌ام اعم از مادرم، داماد، نوه، سه برادر و مادرم بزرگم در زیر آوار مانده بودند. از یک تیرآهن گرفتم و خودم را به بالای ساختمان کشیدم. آجرچین‌های اتاق باقی مانده بود. پایم را که روی اولین آجر گذاشتم، ساختمان فرو ریخت و من حدود فاصله 9 متر به زمین سقوط کردم. بر اثر پرتاب، از حال رفتم. وقتی چشم باز کردم، روی میز در داروخانه بودم. فکرم را که متمرکز کردم، متوجه شدم چه حادثه‌ای رخ داده است.

شهادت هفت تن از اعضای خانواده در نخستین روز جنگ تحمیلی

بعدها برایم روایت کردند که بعد از سقوطم از ساختمان، من را همراه با شهدا به بیمارستان منتقل کردند. مسئول داروخانه بیمارستان که یکی از دوستان مسجدی‌ام بود، متوجه می‌شود که من نفس دارم. من را به داروخانه برد و سرم می‌زند.

سرم را از دستم باز کردم و به سمت خانه‌مان رفتم. با لودر آوارها را برداشتیم و پیکرها را پیدا کردیم.

مادرم را در حالی پیدا کردیم که سه برادرم را در آغوش گرفته و تیرآهن از پهلوی سمت راستش وارد شده و از سمت دیگر خارج شده بود.

دفاع پرس: چه زمانی به پدرتان خبر این حادثه را دادید؟

بهشتی: اهالی محل شب حادثه طی تماس تلفنی با دفتر آیت الله گلپایگانی می‌گویند که نارنجکی به منزل ما پرتاب شده است. پدرم آن زمان در قم مسئول مسجد امام المهدی (عج) شده‌ بود. وی زمانی به منزل رسید که ما پیکرها را از ساختمان خارج کرده بودیم. پدرم در آن لحظه با دیدن منزل و پیکر هفت تن از اعضای خانواده‌اش رو به قبله ایستاد و گفت: «هو المالک و نحن المملوک».

پیکرها را برای تشییع و خاکسپاری به بروجرد منتقل کردیم. در این حادثه بیشترین ضربه را خواهرم خورد زیرا علاوه بر اعضای خانواده‌اش، فرزند و همسرش نیز شهید شدند.

ادامه دارد...


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 آذر 1396  ] [ 09:19 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

وصیت‌نامه شهید علی‌اکبر اسماعیلی/ راهکاری برای تثبیت پایه‌های انقلاب اسلامی

وصیت‌نامه شهید علی‌اکبر اسماعیلی/ راهکاری برای تثبیت پایه‌های انقلاب اسلامی

شهید اسماعیلی در وصیت‌نامه خود آورده است: «بر برادرانم سلام مى‌رسانم و از آن‌ها می‌خواهم كه سعى كنند، توده مردم را كه عاشق انقلاب هستند از نظر اعتقادى و سياسى آماده كنند كه بتواند افراد صادق انقلاب را شناسايى كنند... .»

کد خبر: ۲۶۹۸۰۸

تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۷ - 10December 2017

وصیت‌نامه شهید علی‌اکبر اسماعیلی/ يكى از پايه‌هاى بزرگ ايمان، صبر استبه گزارش خبرنگار ساجد، شهید «علی‌اکبر اسماعیلی» سال 1344 در کرج چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام 16 آبان 1362 طی عملیات والفجر 4 در پنجوین به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:

«بسم الله الرحمن الرحيم

يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضية مرضية فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى

اى نفس مطمئن و دل آرام، امروز به حضور پروردگارت باز آى كه تو خشنود به نعمت‌هاى ابدى او و او راضى از تو است باز آى و در صف بندگان خاص من در آى و در بهشت من داخل شو.

دار خونين لاله‌اى ديگر به دامن گرفت و دشت پر وسعت خود را براى چندمين بار عطرآگين نمود.

با سلام و درود بى‌كران به رهبر كبير انقلاب و ملت شهيد پرور ايران و از كربلاى خونين ايران تا كربلاى حسين.

حضور محترم پدر و مادر مهربانم سلام عليكم:

پس از عرض سلام اميدوارم حالتان خوب و خوش و خرم در سايه خداوند متعال بوده باشيد و به پدرم سلام گرمى مى‌رسانم و بر مادر مهربانم سلام گرمى از ته قلبم می‌رسانم و بر برادرانم سلام مى‌رسانم و از آن‌ها می‌خواهم كه سعى كنند، توده مردم را كه عاشق انقلاب هستند از نظر اعتقادى و سياسى آماده كنند كه بتواند افراد صادق انقلاب را شناسايى كنند و عناصرى را كه جريان‌هاى انحرافى دارند، بشناسند كه شناخت مردم در تداوم انقلاب حياتى است و بر خواهرانم زهرا، فاطمه سلام گرمى مى‌رسانم و از آن‌ها می‌خواهم همچون زينب استوار و پايدار باشند و زينب‌گونه رفتار كنند.

پدر جان! اميدوارم مرا ببخشيد و مادر مهربانم و برادران و خواهران عزيزم اميدوارم مرا حلال كنيد و از دوستان و آشنايان حلاليت بطلبيد.

پدر و مادرم! يكى از پايه‌هاى بزرگ ايمان، صبر است پس نكند در مقابل شهادت من بى‌تابى از خود نشان بدهيد و پدر جان! اميدوارم راه من و ديگر شهيدان را ادامه دهيد و اميدوارم اين اسلام را در تمام جهان برگزار كنيد و دست از اين امام امت بزرگوار برنداريد و اى عزيزان از شما مى‌خواهم كه از اسلام و انقلاب اسلامى تا آخرين قطره خون حمايت كنيد و مبادا در اين راه از صحنه نبرد حق عليه باطل خارج شويد كه اين خواست شياطين وسوسه‌گر شرق و غرب است. همواره فرامين ولى فقيه را گوش كنيد و پشتيبان او باشيد تا آسيبى بر اين مملكت وارد نشود و به اين جنگ غير عادلانه تحميلى رژيم عراق كه با حمايت همه جانبه دول شرق و غرب عليه ايران اسلامى به پا كرده است، ادامه دهيد.

ان‌شاءالله خدا نصرت و پيروزى نصيب اسلام و مسلمين گرداند. در ضمن پدر و مادرم هر چقدر توانستيد برايم نماز و يا روزه قضا بگيريد. ان‌شاءالله همديگر را در كربلا مى‌بينيم.

من ترک الصلاة متعمدا فقد كفر جهارا: هر كس نماز را عمدا ترک نمايد به تحقيق هر آينه كافر است.

غم از چه خوريم كه مهدى (عج) دين مى‌آيد

از بهر شكست مشركين مى‌آيد

برماست كه هموار نمایيم رهش را

آن حجت حق، حامى دين مى‌آيد

ما لشگريان مهدى موعوديم

مشتاق شهادت به ره معبوديم

ايزد توانگر كه جمله ما مشتاقان

در خط على (ع) و احمد و محموديم (ص)»

انتهای پیام/ 181


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 آذر 1396  ] [ 09:17 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

دغدغه‌های شهید ۶۰ ساله مدافع حرم بعد از ۸ سال دفاع مقدس

دغدغه‌های شهید ۶۰ ساله مدافع حرم بعد از ۸ سال دفاع مقدس

دوست شهید مدافع حرم منصور عباسی می‌گوید: شهید آیت‌الله عباسی برادر او بود که در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید. خودش هم در دوران جنگ تحمیلی حضور داشته و آنجا هم جانباز شد.

کد خبر: ۲۶۹۸۳۵

تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۱ - 10December 2017

دغدغه‌های شهید ۶۰ ساله مدافع حرم بعد از ۸ سال دفاع مقدسبه گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، 60 ماه سابقه شرکت در جبهه‌های جنگ تحمیلی را داشت و در این مدت جانباز هم شده بود. ولی این باعث نمی‌شد حالا فکر کند تکلیفش را در مورد جنگ و جهاد به اتمام رسانده و دیگر نیازی نیست در جبهه مقاومت نقش‌آفرینی کند، به همین علت وقتی راهی برای اعزام به سوریه پیدا کرد، راهی شد تا تجربه‌هایش را در اختیار جوان‌ترها بگذارد و به‌عنوان یک رزمنده کارآزموده و باتجربه مقابل تکفیری‌ها بایستد.

60 ساله بود که در آخرین مراحل جنگ در سوریه به شهادت رسید، به همین دلیل همچون شهید همدانی و شهید فرزانه به حبیب مدافعان حرم معروف شد. شهید منصور عباسی متولد 9 فروردین 1336 و بازنشسته سپاه در استان چهارمحال و بختیاری بود که چندی پیش داوطلبانه برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) راهی سوریه شد. او 10 آذر ماه 96 در عملیات پاکسازی شهر البوکمال در استان دیرالزور سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. از او سه فرزند به‌یادگار مانده است.

حجت الاسلام سید رضا عبدالله زاده از دوستان شهید منصور عباسی است که در گفتگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، با اشاره به اینکه حدود 9 سال است که شهید را می‌شناسد، می‌گوید: مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی فرموده بودند شما واجباتتان را انجام دهید و بعد از آن به امور مردم رسیدگی کنید و همین برایتان در این دنیا کافیست و اگر آن دنیا از شما سوال کردند، بگویید مرحوم آقای فاضل گفتند که این کار را بکنید. یکی از ویژگی‌های بارز  شهید مدافع حرم منصور عباسی این بود که در کنار توجه به اهل بیت (ع) و آداب اسلامی در رسیدگی به امور مردم و توجه و کار راه انداختن مردم همیشه پیش قدم بود.

او در مورد مشکل گشا بودن این شهید در میان مردم ادامه می‌دهد: شهید عباسی در شهرکرد یک مغازه داشت. مغازه در واقع بهانه‌ای بود برای اینکه مردم به آنجا بیایند و مشکلاتشان را در هر زمینه‌ای از جمله کارهای اداری عنوان کنند. اتفاقا ما این توفیق را داشتیم که در این زمنیه خدمت شهید بودیم.

حجت الاسلام عبدالله زاده در ادامه می‌گوید: نسبت به اهل بیت (ع) ارادت خاص داشت و دهه آخر صفر هر سال در منزلش مراسم روضه برپا بود. و هنوز هم ادامه خواهد داشت. علاقه به حضور در دفاع از حرم اهل بیت (ع)، استمرار تفکر پایداری، در مسیر حق بودن و توجه به آرمان‌های انقلاب از خصوصیات این شهید مدافع حرم بود.

او به برادران شهید عباسی اشاره کرده و می‌گوید: شهید آیت‌الله عباسی برادر او بود که در دوران دفاع مقدس به شهادت رسید. خودش هم در دوران جنگ تحمیلی حضور داشته و آنجا هم جانباز شد. در مسیر رفت و آمد به سوریه هم جانباز شده بود و در سومین یا چهارمین سفرش به سوریه نهایتا به شهادت رسید. ظاهرا از ناحیه سر مورد اصابت گلوله تک تیراندازهای تکفیری قرار گرفته است.

دوست شهید منصور عباسی با اشاره به دغدغه‌های شهید بعد از هشت سال دوران دفاع مقدس می‌گوید: خیلی از جریاناتی که در سوریه اتفاق می‌افتاد صحبتی نمی‌کرد. اما ما دوستانش همیشه می‌دانستیم که خیلی نگران و دغدغه داشت که از مسیر شهدا جانماند. خودش را همواره بعد از هشت سال جنگ تحمیلی یک انسان ورشکسته می‌دید به این دلیل که از دوستان شهیدش در دفاع مقدس جامانده است. که نهایتا هم توفیق پیدا کرد و به فیض شهادت نائل شد.

منبع: تسنیم


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 آذر 1396  ] [ 09:17 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]

روایت زندگی شهید مدافع حرم «روح‌الله صحرایی» در «دیوان عاشقی»

روایت زندگی شهید مدافع حرم «روح‌الله صحرایی» در «دیوان عاشقی»

مستند «دیوان عاشقی» که به زندگی شهید مدافع حرم «روح الله صفایی» می‌پردازد، امروز 19 آذر از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

کد خبر: ۲۶۹۶۸۰

تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۸ - 10December 2017

روایت زندگی شهید مدافع حرم روح الله صحرایی در «دیوان عاشقی»به گزارش گروه فرهنگ و هنر دفاع پرس، مستند «دیوان عاشقی» زندگی فردی و اجتماعی شهید مدافع حرم «روح الله صحرایی» از شهرستان آمل را روایت می‌کند.

روح الله صحرایی یکی از شهدای مدافع حرم است که در تاریخ شانزدهم آذر 1394 در عملیات امام علی (ع) در منطقه «خان طومان» سوریه حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری داعش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

مستند «دیوان عاشقی» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی اکبر پیش‌بین و دیگر عوامل این مستند، بابک مهدی‌زاده تدوینگر و تصویربردار و فاطمه شفیع‎زاده پژوهشگر به مدت 30 دقیقه‌ای امروز حوالی ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش می‌شود. 

 انتهای پیام/ 115


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 آذر 1396  ] [ 09:17 ب.ظ ] [ مهدی گلشنی ]